امیدوارم لحظات خوبی در این وب سایت داشته باشید .....

نه بابا پسر و این کارا؟؟؟؟
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/٢/۳۱ کلمات کلیدی : طنز5
نظرات ()

دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم؟
پسر: آره عزیز دلم
دختر: منتظرم میمونی؟
پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند
پسر: منتظرت میمونم عشقم
دختر: خیلی دوستت دارم
پسر: عاشقتم عزیزم


بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می آورد، به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد.
پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی.
دختر: ولی اون کجاست؟ گفت که منتظرم میمونه
به همین راحتی گذاشت و رفت؟
پرستار: در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت: میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟
دختر: بی درنگ که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد: آخه چرا؟؟؟؟؟؟ چرا به من کسی چیزی نگفته بود و بی امان گریه میکرد
پرستار: شوخی کردم بابا ! رفته دستشویی الان میآد !!!!!



 
عرب ها به ما اموختن...........
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/٢/٢٩ کلمات کلیدی : حقیقت تلخ
نظرات ()

عرب ها به ما آموختند!


اعراب بماآموختند بجای خوراک بگوییم “غذا”که خودبه ادرار شتر میگویند.
به نژادآریایی بگوییم”عجم”یعنی نفهم.
برای شمارش خودمان بجای تن از”نفر” استفاده کنیم که برای شتربکارمیرود.
بجای واق واق سگ بگوییم پارس که نام سرزمینمان است.
بگوییم شاهنامه آخرش خوش است چون آخرآن ایرانیان شکست میخورند.

 



 
هوش جنس مونث
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/٢/٢٩ کلمات کلیدی : زنان تیزهوش، ضد پسر4
نظرات ()

vمردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری
به کانادا برویم ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود.


این فرصت خوبی است تا ارتقای شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت .راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار .زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد . هفته بعد مرد به خانه آمد ، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود
همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه ؟
مرد گفت :بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا،چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم . اما چرا اون لباس راحتی هایی که گفته بودم برایم نگذاشتی ؟
زن جواب داد : لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم .
حالا بگید هوش خانمها کمتراز آقایونه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



 
وبلاگ جدیدم
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/٢/٢٦ کلمات کلیدی :
نظرات ()

 

mobdownload.loxblog.com

سلام دوستان گلم مدیریت وبلاگمو چهارمی رو به عهده گرفتم سربزنین خوشحال میشم

ممنونم

ارادتمند شما ف.قلی زاده

 



 
 
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/٢/٢۱ کلمات کلیدی :
نظرات ()

رررپسر برتر از دختر آمد پدید
پسر جمله را گفت و چیزی ندید
نگو دخترک با یکی دسته بیل
سر آن پسر را شکسته جمیل
بگفتا جوابت نباشد جز این
نگویی دگر جمله ای این چنین
و گرنه سر و کار تو با من است
که دختر جماعت به این دشمن است
پسر اندکی هوشیاری بیافت
سرش چون انار رسیده شکافت
پسر گفتش : ای دختر محترم
که گفته که من از شما بهترم؟
که دختر جماعت به کل برتر است
ز جن تا پری از همه سرتر است
پسر سخت بیجا کند، مرگ بید
که برتر ز دختر بیاید پدید
پس آن ضربه خیلی نشد جابجا
که یک مغز معیوب شد جابجا

 

جان جیگرتو بخورم پیشی خوشگلم

 

فدای این یکی هم بشم 



 
بهانه........
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/٢/۱٧ کلمات کلیدی : طنز12، بهانه
نظرات ()

· دو روزه با دختره رفیق شدی، میپرسه فامیلیت چیه؟ میگی میخوای چی کار؟ میگه میخوام ببینم به اسم بچههامون که انتخاب کردم میاد یا نه!!



· به راننده تاکسی میگم سیگارتو خاموش کن به دودش حساسیت دارم، برمیگرده میگه جوونای سن تو کراک میکشن تو به دود سیگار حساسی!!



· هر روز تو دانشگاه میبینیم ۱۰۰ تا دختر مدرسه ای رو به صف کردن، معلمشونم جلو، آوردن بازدید از دانشگاه، مگه باغ وحشه اینا رو هر روز میارین بازدید!!



· اینم از مجلس ختم، با کفش رفتیم با دمپایی برگشتیم!!



· یارو رو آوردن تو تلویزیون، زیر اسمش نوشته: "کارشناس مسائل یمن"، من موندم این بنده خدا تو این ۴۰ سال از چه راهی نون در میآورده!!



· پارسال همت مضاعف رو فقط عزرائیل فهمید، امسال هم جهاد اقتصادی رو فقط ربع سکه!!



· قبلاً برق میرفت بابامون فحش رو میکشید به اداره برق، الان برق میره خوشحال هم میشه!!



· خانومه ناراحت توی تاکسی: به فاصله چند روز هم شوهرم بهم خیانت کرد هم دوست پسرم!!



· فدراسیون فوتبال فقط تو 6 ماه، نیم میلیارد تومن از فحاشی فوتبالیستها درآمد داشته. یعنی به عبارتی قیمت فحش از قیمت طلا زده بالاتر!!



· طرف رفته خواستگاری، دختره بهش گفته شهید مورد علاقه شما کیه؟!!



· واسه دوست دخترت شارژ می فرستی، بعد میگه تو بزنگ!!



· واسه داداشمون رفتیم خواستگاری، ننه جون طرف در اومده میگه ۲۰۱۲ تا سکه مهریه به نیت المپیک لندن!!



· هر بار که صفحه ی فیلترینگ رو دیدم یه صلوات فرستادم. مامانم میگه همینطور ادامه بدی جات تو بهشته!!



· میگه به خدا راست میگم. طرف میگه نه، اگه راست میگی بگو به جون مامانم!!



· یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمونه یا بغل دستیمون!!



· ایران که هستیم توی سوپرمارکت دنبال جنس خارجی میگردیم، بعد خارج که میریم میافتیم دنبال جنس ایرانی!!



· یارو گیتار الکتریک تو اتاقم دیده میگه تو هم شیطان پرست شدی!!



· جشن میگیرن گوسفند میکشن، عزاداریه گوسفند میکشن، ماشین میخرن گوسفند میکشن، پسر اقدس خانوم رو ختنه میکنن گوسفند میکشن، بعد به گاوبازای اسپانیایی فحش میدن!!



· برنامه احکام گذاشتن، ملت زنگ میزنن، یکی میگه من رکعت اول، توی رکوع یادم افتاد سجده نرفتم! حکمش چیه؟!!



· سریال ستایش زنه به شوهرش میگه: باردارم! شوهره بجای اینکه بغلش کنه میره بیرون، رو به بقاله داد میزنه هووووراااا!!



· طرف سوار اسب شده، عکسشو گذاشته فیس بوک، میگه اون بالاییه منم!!



· تبلیغ پارک آبی نشون میدن یارو با شلوار لی و پیراهن مردونه سر میخوره رو سرسره های پارک آبی!!



· رفتم سوپر مارکت میگم آقا کرم کارامل دارین؟ میگه کرم فقط ساویز داریم!!



· سالای پیش جایزه بانک ملت یه منزل مسکونی بود، امسال شده ۶۰ لیتر بنزین، سال دیگه میشه یه شونه تخم مرغ، سال بعدشم دوتا تافتون یه بربری هم وسطش!!



· غار علیصدر به قندیلاش معروفه، اونوقت ملت میرن قندیلاشو میکنن یادگاری میبرن با خودشون! یکی نیست بگه آخه با اون قندیل میخای چیکار کنی؟!!



· میری از خودپرداز پول بگیری، رمزتو میزنی پول بر میداری، بار دوم کارتو میذاری، رمز رو اشتباه میزنی، یکی از پشت میگه: آقا رمزتو اشتباه زدیها!!



· بابام نشسته یه میزگرد به زبون آلمانی میبینه، میگم مگه میفهمی چی میگن؟ میگه قیافه هاشونو که میبینم میفهمم در مورد چی حرف میزنن!!



· سربازه اومده مقابل دبیرستان دخترونه کشیک بده مزاحمت ایجاد نشه، خودش چشمک میزنه به ملت! خدا هم که فقط نشسته با ابی چای مینوشه!!



· رفتیم باغمون، دیدم جا نیست برای خودمون که بشینیم! اینجا ایران، گور بابات پی ام سی!!



· بغل دستیمون توی هواپیما از اول تا آخر به اسلام فحش میداد، وسطهای پرواز هواپیما یه تکون خورد، گفت «یا ابالفضل»!!



· خبرنگار رفته تو یه روستا سوال میکنه با یارانه تون چیکار کردین؟ مرده میگه: قبض هامونو پرداخت کردیم، چندتا قسط دادیم، شهریه دانشگاه دخترمو دادیم، یه تراکتور هم خریدیم! تازه یه مقداری هم پس انداز کردیم!!



· پسورد اینترنت وایرلسم رو عوض کردم، همسایمون زنگ زده میگه پسوردتو عوض کردی؟ میگم نه! میگه آخه قبلاً شماره موبایلت بود، الان هرچی میزنم کانکت نمیشم!!



· رفتم شلوار جین بخرم، اولی رو پرو کردم یه کم تنگ بود. فروشنده گفت: یه دوبار بپوشی جا باز می‌کنه! دومی رو پوشیدم یه کم گشاد بود. فروشنده گفت: چیزی نیست یه دو بار آب بخوره تنگ میشه!!



· کاردار سوئیس رو احضار کردن که بره به آمریکا بگه چرا عربستان نیروهاشو فرستاده بحرین!!



· میری آدامس اوربیت بخری، بقاله به جای بقیه پول، بهت آدامس شیک میده!!



· یه تی شرت خریدم کلی مارک نایک روشه بعد رو یقه‌ش نوشته تولیدی برادران عباس‌پور!!



· رفیقم زنگ زده میگه ویسکی سراغ نداری؟ میگم برای چی میخوای؟ میگه بابام امشب از کربلا میاد کلی مهمون داریم!!

 

منبع:رwww.richi.mihanblog.com/page/4 



 
پسر خوب...
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/٢/۱٦ کلمات کلیدی : پسر خوب
نظرات ()

یه پسر خوب...



یه پسر خوب هیچ وقت وقتی 18 سالش شد واسه گواهینامه وماشین از خونه قهر نمی کنه یه پسر خوب از پنجم ابتدایی سه تیغه نمی کنه یه پسر خوب تا نصف شب دختر مردم را زابراه نمی کنه یه پسر خوب از 12سالگی جلوی مدرسه دخترانه مثل میله وای نمی ایستد یه پسر خوب هیچ وقت داد وهوار نمی کشه وادای مردها را در نمی اره یه پسر خوب همزمان با 700تا دختر دوست نمی شه وبه همشون قول ازدواج نمی ده یه پسر خوب خانم ها وسط خیابان بلند نمی کنه ببره... یه پسر خوب به هر دختر خوبی که رسید پیشنهاد....نمی ده یه پسر خوب واسه دختر ها 12345 تا ای دی مختلف واز نمی کنه چون خانم ها می دانند بد مارمولکی هستید یه پسر خوب هیچ وقت وقتی ماشینش تو ترافیک گیر می کنه دستشو تا بناگوش تودماغش فرونمی بره یه پسر خوب هر جا می ره از کوچک یا بزرگ بودن...صحبت نمی کنه یه پسر خوب روزی 12تا زنو بلند نمی کنه یه پسر خوب با مامانش سر دوست دخترش دعوا نمی کنه یه پسر خوب وقتی چند تا خانم متشخص دارند حرف می زنند نمی اید میان کلام ونمی گوید:منم گلابی ام یه پسر خوب وقتی صدای دوست دخترش را شنید دلش غش نمی رود یه پسر خوب وقتی یک دختر خوب بهش تل نمی ده التماس نمی کنه یه پسر خوب وقتی یک دختر از اونجا رد می شه چشم هاشو4تا نمی کنه یه پسرخوب هیچ وقت از 12 سالگی سیگار نمی کشه یه پسر خوب هیچ وقت خواهرش را(که الهی سکته کند بمیرد)را به دوست دخترش ترجیح نمی دهد یه پسر خوب هیچ وقت قراره بیخود نمی ذاره وقتی گرفته خوابیده یه پسر خوب به زور از یک دختر خوب ای دی

نمی گیره یه پسر خوب به وبلاگی که بهش مربوط نیست مراجعه نمی کند یه پسر خوب وقتی به وبلاگی که بهش

مربوط نیست رفت نظر نمی ده یه پسر خوب وقتی یک وبلاگ ضدپسر دید برای نویسنده اش حرف در نمی اورد که توی

عشق شکست خورده یه پسر خوب هیچ وقت........اصلا مگه پسر خوب هم وجود داره

نظر واسم مهمه هرچی که هست پس دریغ نکنین 

 



 
داداش گوگولی مگولی دختر کش جیگر
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/٢/۱٥ کلمات کلیدی : داداشم، مجید
نظرات ()

 سلام دوستان گلم این عکس داداش خوشگلمه جیگرمنه خیلی دوسکش دارم در کل پسر خوبیه اگه شماهم دوسش داشتین شمارشو میدم شماجون بخواین من میدم عزیزانم بقیه عکس هاشو گذاشتم توی ادامه مطلب حال کنین 

درخواست ش داداشم کاملا مجاز میباشدنیشخند

شاید اگه دوسش داشته باشین خیلی شارژ هم بده بهتون حالا برین توی ادامه مطلب  

راستی اسم قشنگش مجید هستش

 

هرکی نظر نده خیلی حسوده بدو بدو بدو بدو برین ادامه مطلب



 
ادامه مطلب
راه های پسر آزاری
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/٢/۱۳ کلمات کلیدی : ضد پسر 3، پسر آزاری
نظرات ()

v1 - اگه بهتون زنگ زد (در این مسئله فرض بر سعید نام بودن دوست پسرتونه...!!!) بگین سلام حمید جون.بعد یه دفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک به سرم علی تویی؟؟؟؟می تونین این سیر رو تا هفده باز تکرار کنین ولی بار هجدهم دیگه خطر مرگ داره.من مسئولیتی در قبال این حادثه ندارم.


2 - بهش زنگ بزنین و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونتون ، بعد با دختر همسایه برید سینما و فیلم رئیس یا روزسوم و... رو ببینید.


3 - تا یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرین و باهاش دعوا کنین. با کلماتی از قبیل:مگه تو خودت خواهر و مادر نداری؟...یا یه همچین چیزایی .ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جک فجیع یا افتضاح تعریف کنید و بعدش بشینید و قیافه بنده خدا رو تماشا کنید.


4 - آرایش شدید بکنید و از این شلوارای خیلی برمودا و آستین های مانتوتونو خیلی بزنید بالا و برید جلوی بنده خدا رژه برید و وقتی به شما نزدیک شد و به دو سه متری شما رسید ، سرش داد بزنید و بعدش بشینید و زجر کشیدنش رو تماشا کنید.


5 - عکسهای دو نفره ای رو که با پسر نوه عمه ی خاله ی پدربزرگ پسر دختر خالتون و یا امثالهم گرفتید بهش نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه دونه عکس باهاتون بگیره.


6 - موقع تولدش جلوی دوستاش فقط بهش یه شاخه گل هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید و (احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی و شرایط جوی) بشینید و سکته شو تماشا کنید و لذت ببرید.


7 - همین که تو ماشین بغل دستش نشستین شروع کنین به عطسه کردن و از بوی ادکلن چند صد هزار تومنیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگید که به این بو حساسید.


8 - وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید و به یکی از دوستاتون زنگ بزنید و چهار ساعت و چهل و هشت دقیقه با دوستتون حرف بزنید و اون بدبختو تو کف حرفش بمونه

نظر یادتون نره خوشگلا6



 
توحالمه ..........
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/٢/۱٢ کلمات کلیدی : پسرکش 2، ضدپسر
نظرات ()

ردختر:
نوعی دستگاه بهانه گیر، انگیزه ای برای این که آدم مثل خر کار کند. طیف آن از اهل تریپ پسرکش شروع تا شیر برنج سیب زمینی نما ادامه می یابد.
کسی که درس می خواند درس می خواند درس می خواند و البته یک هنر دیگر هم دارد که آن هم این است که درس می خواند احتمالا اگر درس خواندن نبود، دخترها با کاشتن ابرو و برداشتن قسمت های اضافی دماغ ماجرا سعی در زدن پوز پسرها می کردند. تنها موجوداتی که در مقابل دشمن مشترک (پسرها) اختلاف پیدا می کنند. معمولا رفتن به سربازی را مثل دسته هونگ بر سر پسرها می کوبند!
پدر:
صاحب پول، اختیار. انواع باحال آن با به یاد آوردن خاطرات دوران نوجوانی و جوانی خود ضربه ای به پشت پسر خود زده و با گفتن الفاظ تحبیبی چون: «ای پدرسوخته » و «ببین چی تربیت کردم » او را به سمت هدف مشایعت می کند. ورژن های ضد حال آن هم به مثابه سد کرج در مقابل جفتک پرانی های محصول زندگی اش مقاومت می کند.
ماشین:
وسیله ای که آدم با آن اوقات فراغتش را که چیزی حدود 20 ساعت مفید در شبانه روز است در حاشیه خیابان های شهر پر می کند. معمولا باید با آن گازید تا موتورش از حلقش در بیاید. نصب انواع اگزوز، بادگیر و سر اگزوز و انواع خفن آلات دیگر باعث می شود آدم ذره ای از قافله جوانان و پیر مردان ساده سوار دور شود. لایی می کشم پس هستم! البته با تابلو کردن ماشین موردنظر کمی موارد منکراتی! گریبانگیر آدم می شود که آن را هم بی خیال! ماشین صافکاری نقاشی نشده، ماشین دخترها و کودکان نابالغ است!
درس:
ضد حالی که از ب کمپلکس هم بدمزه تر است. معمولا پدر و مادرها با کوبیدن آن بر سر پسرشان ابتدایی ترین حقوق یک بشر (مثل اجاره خانه مجردی، پول توجیبی یوروریی و هزینه سفر ماهانه به پاتایا و حومه) را از آدم دریغ می کنند. درس خواندن نه تنها باعث پیشرفت پسرها نمی شود، بلکه آنها را به میدان رقابتی می کشاند که در آن جلوی دخترها کلی دختر می شوند! شاعر در این باره گفته است:
از درس سخن گفتن و از درس شنیدن
با مردم بی درس ندانی که چه درد است

خواهر:
کسی که باعث ارتعاش رگ آدم می شود. تعقیب او و ریختن پته اش روی آب لذت بخش ترین تفریح بشری است. معمولا با لوس کردن خود پیش پدر و مادر سعی می کند امتیازهای دولا پهنا بگیرد.
اما خوب وقتی پای تقسیم ارث و اینها می رسد چنان ضایع می شود چنان ضایع می شود که نایژک های آدم هم حال می آید.

بعدالتحریر:
مباحثی که اگر در حیطه این موضوع به آنها می پرداختیم سانسور می شد:
والنتاین، همسایه، همکلاسی، اطاق، خانه ای که کسی در آن نیست (موسوم به خ خ)، کنار خیابان و..



 
خجالت هم خوب چیزیه والا....
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/٢/۱۱ کلمات کلیدی : ضددددددددددد پسر، پسرکش
نظرات ()

 v

اگه پسرا نبودن کی مامانا رو دق می داد؟

اگه پسرا نبودن کی خونه رو می کرد باغ وحش؟


اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کیو ضایع می کرد؟

اگه پسرا نبودن دخترا به چی می خندیدن؟

اگه پسرا نبودن دخترا کیو سر کار می ذاشتن؟

اگه پسرا نبودن دخترا کیو تیغ می زدن؟

اگه پسرا نبودن کی تو کلاس می رفت گچ می یاورد؟

اگه پسرا نبودن کی اشغالا رو می ذاشت جلوی در؟


پس قدر پسرا رو بدونیم!!!!!!!!!!!!!!!

vvپسرها نمی توانند که …

۱- با داشتن هیکلی ضایع تیشرت تنگ نپوشند و فیگور نگیرند!
۲- از کلاس پنجم دبستان صورتشون رو سه تیغه نکنند و after shave نزنند!
۳- پس از یافتن اولین مو در پشت لب احساس مردانگی نکنند و به فکر ازدواج نیفتند!
۴- در میهمانیها و محافل خانوادگی احساس بامزگی نکنند و چرت و پرت نگویند!
۵- ادعای با مرامی و با معرفتی و با وفایی و غیره نکنند!
۶- کت و شلوار صورتی با بلوز زرد نپوشند و کراوات قهوه ای نزنند!
۷- احساس با غیرتی نکنند و راه به راه به آبجی کوچیکه گیر ندهند!
۸- از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون نشینند و پدر ماشین رو در نیارند!
۹- چرت و پرت نگند و از خودشون تعریف نکنند!

vvvc

وقتی داخل تاکسی هستی یه اقایی کنار دستتون نشسته البته یکی دو نفر دیگه هم تو تاکسی هستنا یه مرتبه رو کن

به اقا پسر با اعتماد به نفس کامل بگو بی ادب مگه خودت خواهر مادر نداری اقا بزنین کنار می خوام پیاده شم خب صد البته

که راننده شما رو پیاده نمی کنه با یه اوردنگی پسرو میندازه بیرون اونم پولشو میگیره نصف راه پیاده میشه

دومین روش ضایع کردن پسرا:وقتی تو کلاس نشستی و چند نفر از هم کلاسیات هم هستن رو کن به طرف اون پسریی که ا

ز همه ساکتره برو بگوو مگه خجالت نمی کشی چرا ای چشمک میندازی من نامزد دارم واقعا ...از کلاس بزن بیرون دیگه اون

اقا هر چی به همه توضیح بده که من چیزی نگفتم هیشکی باورش نمیشه

روش سوم :فکر کن تو پارکی میبینی که یه اقا پسر داره با دوست دخترش گل میگه و گل می شنوه برو طرفش بگووو خجالت

خوب چیزیه شماره میدی انوقت با یکی دیگه میشنی صد درد صد پسره دعواتون می کنه میگه برو خانوم اشتباه گرفتی یه

کاغذ سفید از تو کیفت بردار بنداز جلوش بگووو بیا اینم شمارت خاک بر سرت دختر خانوم همین جوری که منو سر کار گذاشت

تو رو هم سر کار میزاره فکر می کنید چی میشه

و روش چهارم :فکر کن تو خیابون باشی پولت برای مانتو مارک دارت نرسه بهترین روش برو توخیابون به پسری که یکم لباسش

خوبه بگوو دزد اهای دزد کم نیارنیا همین جور بگووو دزد پسره میگه برو خانوم یعنی چی دزد کیه ؟ بگوو اهای مردم این کیفمو

زد بهش بگوو ازت شکایت می کنم غیر ممکنه چند نفر نریزن سرش و چند تا اسکناس خوشگل گیرتون نیاددد البته کار بدیه

هااااا نکنین

روش بنجم: وقتی یه روز تو دانشگاه سر جلسه امتحان هستی می خوای یکی رو شوت کنی بیرون از جلسه وخلاصه یه ترم

بیفته وکلا ضایع شه جلو همه یه مرتبه بلند شو و به ناظر بگو می خوام جامو عوض کنم ناظر هم میگه خب سر جات بشین

خوبه اما شما چی می گی؟ با لحنی کاملا جدی میگی که من اینجا نمی مونم این اقا به من میگه تقلب برسون خب چکار

کنم دوست ندارم کنار همچین ادمی بشینم که ای دم گوشم ویز ویز می کنه خب چی میشه هیچی دیگه استاددد شوتش

می کنه بیرون

 



 
هوهه اهم اوهم
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/٢/۳ کلمات کلیدی : هههههههههه
نظرات ()

 

 

 

چند روز پیش سرخیابون منتظر تاکسی بودم
 یه امبولانس قبرستون از بغلم رد شد
 رو شیشش نوشته بود :تاحالا فکر کردی اخرین مدل ماشینی که سوار میشی چیه؟!
 زورنزن
 مسافرخودمی

والا راست گفته دمش گرم

نظر بدین گل های من

ممنونم



 
چه تفاوتی جیگرم
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/٢/۳ کلمات کلیدی : تفاوت
نظرات ()

 
یک آقا پسر در حال دویدن...

 زااااارت (صدای زمین خوردن)

رفیق پسر : اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو! (شپلخخخخخ "صدای پس گردنی")

یک رهگذر : چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!!

یک خانوم جوان رهگذر : ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!
 .
 .
 .
 .
 .
دختر خانمی در حال راه رفتن…

 دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)

رفیق دختر : آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای…

یک رهگذر : دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟

یک پسر جوان رهگذر : ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من!
 من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!!



 
بخند تا دنیا بهت بخنده
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/٢/٢ کلمات کلیدی : سی یا سی؟
نظرات ()

کم بخور همیشه بخور

 



 
طنز داغ
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/۱/۳۱ کلمات کلیدی : هههههههه
نظرات ()

من این ابجی رو الگوی خودم قرار میدم شما چطور؟؟؟؟؟

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××

ننه بیا پایین باهم بریم

×××××××××××××××××××××××××××××××

 

این گل تقدیم به هرکی نظر بده ممنونم



 
اینم وضعه؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!1
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/۱/٢٥ کلمات کلیدی : اینم وضعه؟
نظرات ()

 

به این میگن دختر بد

×××××××××××××××××××××××××××××××

به جون شما پسره نیم متر قدش نیس از الان کنجکاوشده اون زیر چی میگذرهنیشخند

××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

غلط نکنم یارو مشکل عقب ماندگی زهنی داره ولی اگه عقب ماندس چرا مدرسه راهش دادن به نظرتون چشه؟شایدم زبون نفهمهنیشخند

××××××××××××××××××××××××××××××××××××

توجه بنمویید اینجا خوابگاه دانشجویی پسرانس

حیرانم پسرها به چه امیدی زنده هستن؟؟؟؟؟میشه برام بگین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

××××××××××××××××××××××××××××××××



 
بخند که دنیا بهت بخنده
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/۱/٢٤ کلمات کلیدی : طنز
نظرات ()

عاشقی بد دردیه وانت گرفتارش شده نیشخند

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

غلط نکنم طرف مشهدیه حالا بگو چرا؟؟؟؟

نیشخند

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

بدون شرح!!!!!!!

چه چیزاااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!



 
هههههههههههههههه اسکول
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/۱/٢٢ کلمات کلیدی : اسکول
نظرات ()

دوستای گلم توجه کنین توی تابلویی که توی عکسه چی نوشته نوشته:گاو ما شیر نمیده اما ماشاالله به شاشش

اخه این چه کاریه میکنن اونا  خارجی هستن هالو که نیستن یکم غیرت به خرج بدین همون یکم آبروی ایرانی رو هم ببرین وقتی توی نمایشگاه اثار هنری و ادبی ایرانی که تو خارج میزارن این چرت و پرت  هارو میزارن هنرمندان هنری و ادبی باید بشینن خونه النگو دستشون کنن یه ماتیک از اینور یه سایه از اونور قورمه سبزی درست کنن واسه زن هاشون ههههههه بد هم نمیشه ها نه؟

خوشگلا نظر بدن 



 
بخند به لبات میاد
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/۱/٢٠ کلمات کلیدی :
نظرات ()

خو   اخه بنده خدا واسه کی نماز میخونی؟

×××××××××××××××××××××××××

حقیقت تلخه آقایون نه؟

×××××××××××××××××

هرکار کنی به خودت میکنی قبول دارین؟

 

××××××××××××××××××××××××××

الگوی کریستین .

نتیجه:کریستین یه جوجه کلاچس هه هه

 

 



 
اقایون هه هه هه .....
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/۱/٢٠ کلمات کلیدی : طنز17
نظرات ()

این مطلب کاملا فمینیستی میباشد

هرکی با من موافقه یا موافق نیست نظر بده هه هه

قصدی ندارم هاااااااااااا

چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند

چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند

شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد

ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را می بینند شکم هایشان را تو می دهند

به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد

خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم

در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
توریست

یک وضعیت غیر قابل کنترل چیست؟
صد و چهل و چهار مرد در یک اتاق

برای درست کردن پاپ کُرن به چند مرد نیاز است؟
سه تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان می دهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد

آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
"کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن"

تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 میلیون تومانی بخرد و
یک سیستم صوتی 4 میلیون تومانی بر روی آن نصب کند

شما به مردی که همه چیز دارد چه می دهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند

چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند

آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد

فرق یک شوهر جدید با یک هاپوی جدید در چیست؟
بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید

نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند



 
در ذهن اشفته مست........
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/۱/۱٩ کلمات کلیدی : عاشقانه
نظرات ()

در ذهن آشفته ام مست٬

به دنبال خاطرات تو می گردم تا با آنها کمی آرام بگیرم
راستی برایت بگویم
از وقتی که رفتی چشمهایم
همانند یک کودک بچه خودشان را خیس می کنند
یادت هست وقتی که خیس می شدند...
با دستهای کوچکت روی چشمهایم می گذاشتی تا آرام بگیرند٬ من که خوب یادم هست
دیشب با همان چشمهای خیس پشت پنجره رفتم
گفتم شاید تو٬ نمی دانم کجا٬ پشت پنجره باشی
تا انعکاس صورت ماهت را در ماه ببینم
مثل همیشه که دلتنگت می شدم
تا صبح نشستم
اما نیامدی....

 

 

 

هرکی خوشگله نظر بده ببینم چندتا خوشگل میان وبمنیشخند



 
 
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/۱/۱۸ کلمات کلیدی :
نظرات ()

و خداوند زمین و آسمان را آفرید...

و ساخت بقیه ی چیزا رو به چین واگذار کرد...!!!

 

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شاعری میفرماید :
کار هرکس نیست همسر داشتن

مرد خر میخواهد و پول خفن ! :))

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

این یه قانونه!
هرچی کمتر در دسترس باشی ارزشت بیشتره!
زیاد که باشی میره به حساب آویزون بودنت!

 

 

نظر بدین با معرفتاماچ



 
طنز15
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/۱/۱۸ کلمات کلیدی : طنز15
نظرات ()

 

 اینم اجرا حکم قصاص :

 

دلیل نرفتن حافظ شیرازی به مسجد پس از تحقیق و برسی کشف شد:

می خانه:شراب خانه 



 
سهم.......
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/۱/۱۸ کلمات کلیدی : سهم من از
نظرات ()

تو روزگار رفته ببین چی سهم ما شد ...

 

از عاشقی تباهی

از زندگی مصیبت

از دوستی شکستو

از سادگی خیانت

نظر بدینقلب



 
سر رسید...
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/۱/۱۸ کلمات کلیدی : سررسید
نظرات ()



 
ابلیس.........
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/۱/۱۸ کلمات کلیدی :
نظرات ()



 
نفرین به تو......
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/۱/۱٧ کلمات کلیدی :
نظرات ()

ررتو که قصد جدائی کرده بودی خیال بی وفائی کرده بودی

چرا با این دل خوش باور من زمانی آشنائی کرده بودی


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

قلبم گرفت عزیزم از بس که بی وفایی

تنگ غروب گم شد الماس آشنایی

خواستی ردم کنی تو یک جوری که نفهمم

یک لحظه باورم شد که من چقدر نفهمم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *ت

نظر بدین    با تشکر من نیشخند



 
 
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/۱/۱٧ کلمات کلیدی : عاشقونه ها
نظرات ()

vvهر کی دلتو شکست صداشو در نیار یه روز دلش می شکنه صداش در میاد

vvv* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

حیف این چشمهام که برای چون توی بی ارزشی اشک ریخت!



و چه ساده دلم که هنوزم دوست داره

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

از دست رفیقان عقرب صفت دوستی با مار کبری آرزوست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *v

vگفتی نفرین میکنی ؟

گفتم نه ...فقط از خدا می خواهم که هیچ کس اندازه من دوستت نداشته باشه....

هنوزم از خدا می خواهم که هیچ کس اندازه من دوستت نداشته باشه.....

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

نظریادتون نره با معرفتا  



 
عاشقتم..........
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/۱/۱٦ کلمات کلیدی :
نظرات ()

ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت
خنده ای بر خاطراتت کرد و رفت
من که گفتم این بهار افسردنیست
من که گفتم این پرستو رفتنیست
آه عجب کاری به دستم داد دل
هم شکست و هم شکستم داد .

************************

رربا تو از عشق میگفتم

از پشیمانی

و از اینکه فرصتی دوباره هست یا نه ؟!...

در جواب صدایی بی وقفه می گفت:

"دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد!!!"

********************************

نظریادتون نره چشمک

 



 
تفاوت دخمل ها و پسرها
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/۱/٦ کلمات کلیدی : طنز8
نظرات ()

vوقتی یک دختر حرفی نمیزند
میلیونها فکر در سرش می گذرد

وقتی یک دختربحث نمیکند
عمیقا مشغول فکر کردن است

وقتی یک دختربا چشمانی پر از سوال به تو نگاه میکند
یعنی نمی داند تو تا چند وقت دیگر با او خواهی بود

وقتی یک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسی تو می گوید: خوبم
یعنی اصلا حال خوبی ندارد

وقتی یک دختر به تو خیره می شود
شگفت زده شده که به چه دلیل دروغ می گویی

وقتی یک دختر سرش را روی سینه تو می گذارد
آرزو می کند برای همیشه مال او باشی

وقتی یک دختر هر روز به تو زنگ می زند
توجه تو را طلب می کند

وقتی یک دختر هر روز برای تو [اس ام اس] می فرستد
یعنی میخواهد تو اقلا یک بار جوابش را بدهی

وقتی یک دختر به تو می گوید دوستت دارم
یعنی واقعا دوستت دارد

وقتی یک دختر اعتراف می کند که بدون تونمی تواند زندگی کند
یعنی تصمیم گرفته که تو تمام آینده اش باشی

وقتی یک دختر می گوید دلش برایت تنگ شده
هیچ کسی در دنیا بیشتر از او دلتنگ تو نیست
________________________________________
وقتی یک پسر حرفی نمی زند
حرفی برای گفتن ندارد

وقتی یک پسر بحث نمی کند
حال وحوصله بحث کردن ندارد

وقتی یک پسر با چشمانی پر از سوال به تو نگاه می کند
یعنی واقعا گیج شده است

وقتی یک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسی تومی گوید: خوبم
یعنی واقعا حالش خوبه

وقتی یک پسر به تو خیره می شود
دو حالت داره یا شگفت زده است یا عصبانی

وقتی یک پسر هر روز به تو زنگ می زند
او با تو مدت زیادی حرف می زند که توجه ات را جلب کند

وقتی یک پسر هرروز برای تو [اس ا م اس] می فرستد
بدون که برای همه “فوروارد” کرده

وقتی یک پسر به تو میگوید دوستت دارم
دفعه اولش نیست (آخرش هم نخواهد بود)

وقتی یک پسر اعتراف می کند که بدون تو نمی تواند زندگی کند
 تصمیم شو گرفته که تورو اقلا واسه یه هفته داشته باشهv



 
 
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/۱/٦ کلمات کلیدی :
نظرات ()

وقتی او آمد درهای قلبم را به رویش گشودم
و همچون کودکی بی ریا و به دور از تزویر با آغوشی باز پذیرایش شدم
غریبه ای را که فرسنگ ها از من دور بود.
او قدم به دنیایم گذاشت اما با سنگدلی شاخه های درخت زندگی ام را شکست
بی آنکه حتی از نگاه مهربان باغبان شرم کند.
پروردگار مهربانم از آسمان نیلگونش نظاره گر بی وفایی هایش بود
و صدای شکسته شدن شاخه هایم را می شنید.
اما من و باغبان با محبتم حتی آفتاب و آب چشمه را به روی نا مهربانی هایش
نبستیم.
به این امید که هم رنگمان شود.
اما او از جنس ما نبود.
او همچون گردباد وزید
شاخه هایم را شکست و شکوفه هایم را پراکند.
به امید آنکه از ما فراتر رود.اما...
مثل همه طوفانها مثل همه گردبادهای تلخ آمد.
تلخی کرد و رفت.
زمستان بود و من صدای قدم هایش را به روی برگهای خشک
که دورتر و دورتر می شد شنیدم.
او رفت.حالا من و همه نهال ها و بوته ها به امید بهاری دیگر
مثل بهاران سال گذشته بار دیگر به امید شکفتن دوبا 

   
   


به انتظار نشسته ایم...
اما نه با او...
...



 
صندوقچه خاطراتمان
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/۱/٦ کلمات کلیدی : عشق15
نظرات ()

vvvvvصندوقچه خاک خورده زندگیم را گشودم
تا مفهوم عشق و زندگی کردن را دریابم
امید داشتم نوری بتابد و من آن عشق را ببینم
آیا عشق زندگی ام هنوز در آن صندوقچه کوچک من بود ؟
امید داشتم هنوز باشد
اما وقتی ان را گشودم چیزی از عشق در آن پیدا نکردم
یک مشت خاطره بود
یک مشت دفتر خاطرات
یک مشت خاک...!
و آن چیزی که از من مانده بود
حسرت بود
آن حسرت تمام وجودم را فرا گرفت
به طوری که حتی حس میکردم مرا در قفس گذاشته اند
و از این خاک و از این زندگی دور می کنند... !
آیا چنین بود ... ؟ ... !
دفتر خاطرات را ورق زدم به امید پیدا کردن عشق
اما چیزی در آن ندیدم جز نوشته هایی بر روی کاغذ
انگاربه من لبخند میزند و به من می گفتند : ما را بخوان
آنها نمی دانستند من فرصت اندکی دارم و وقت خواندن ندارم
باز شروع به گشتن کردم
شاید چیزی بیابم ورقها را زیر رو کردم چیزی نبود
هیچ نشانی از عشق ندیدم
ولی در ته صندوقچه یک گل سرخ بود
آن گل سرخ خشکیده نشده بود
و بوی معطر گل سرخ همه جا را پر کرد
و آن نشانی از عشق بود که به دنبالش فرسنگها راه رفتم
تا آن را بیابم و زندگی خاک خورده ام را با عشق بسازم
بی انکه بدانم عشق در درونم است نه جای دیگر
و من چشم انتظار ، در حسرت یک نگاه تو
به انتظارت نشسته ام ...



 
تنها
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/۱/٦ کلمات کلیدی : تنها2
نظرات ()

vvvvvدیر گاهیست که تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آیینه ز من بی خبر است که اسیر شب یلدا شده ام من که بی تاب شقایق بودم همدم سردی یخ ها شده ام کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنها شده ام...

نظر یادت نره گلم 



 
بوووووووووووووووق
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/۱/٦ کلمات کلیدی : بوووووق
نظرات ()

لغت نامه ی رانندگی در ایـــران:

بوق: مسیرت کجاست؟

بووق: شما آژانس خواسته بودید؟

بوووق: سلام حاجی,فدات!

بوق بوق: حله آقا حله!

بووق بووق: درپارکینگو بده بالا پدر سوخته

بوق بوق بوق: عروس چقدر قشنگه ایشالا مبارکش باد!

بووووووق: دیدی از جا پرید؟ هرهرهر

بووووووووووووووووووق: برو کنار عوضی

بــوق: خانومی کجا؟؟؟؟برسونمت فدات شم!

بووووق بووووق: وایسا الاغ,الان نوبت منه



 
جوک یا جک؟
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/۱/٥ کلمات کلیدی : جک12
نظرات ()

ترکه با عربه قرار بوده زناشون بچه بدنیا بیارن ترکه به عربه میگه ما همه خانوادمون کلفت هستیم فقط دوست دارم ببینی بچم چقدر شومبول داره عربه هم میگه عمرا به بچه من برسه اینا داشتن با هم کل کل میکردن که پرستاره از اتاق عمل میاد بیرونوبه ترکه میگه مژده مژده خانومتون یه پسر زاییده 1 متر شومبول داره ترکه با افتخار یه نگاهی به عربه میکنه در همین لحظه پرستاره میادو به عربه میگه مژده بدین خانومتون یه شومبول زاییده که یه بچه بهش آویزون

خنده  خندهخندهخندهخندهخندهخندهخندهخندهخندهخنده 

vمی دونی چرا با ازدواج دین آدم کامل میشه؟

چون تا قبل ازدواج فکر میکنه دنیا بهشته …!!؟

اما بعدش به جهنم اعتقاد پیدا میکنه!!!؟؟؟؟

 

خندهخندهخندهخندهخندهخندهخنده

 

 

 



 
 
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/۱/٥ کلمات کلیدی :
نظرات ()

vvvvاسمان دگیر است ابرها همه افسرده و تار وخورشید در پشت کوه ها پنهان است ستاره اخمی بر پیشانی دارد و ماه.... کوه انگار غمی دارد در دل وزمین خشک و بی حاصل و منگ درختان همه خشکیده و سرد قناری ها همه سردرگم و گیج ساعت گیج زمان گاه در خواب، گاه بیدار گاه گاهی می خورد زنگ اینها همه از دوری توست انگار همه مست تیره چشمان تواند انگار همه غرق در عطر تواند انگار همه مهربانی تورا می جویند مثل من، کلماتم همه دلتنگ تواند گاه می نویسد قلمم، گاه نه انگار قلمم هم دلتنگ تو است اشک در چشم ترم بی قراری می کند همه را می شویم کلماتم را ، پاک باید بود ساده باید گفت من غرق توام من دلتنگ توام وتورا دوست می دارم تا مرز جنون....... اما تو نیستی و تا ابد حسرتی در دل من ................ 

شاعر:ستاره جونم دوست عزیزم را

    ادرس وبلاگ قشنگشه seti1love.persianblog.ir



 
 
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩۱/۱/٥ کلمات کلیدی : کتک طنز
نظرات ()

vvvvvvvvvvvvسه تا زن انگلیسی، فرانسوی و ایرانی با هم قرار میزارن که اعتصاب کنن و دیگه کارای خونه رو نکنن تا شوهراشون ادب بشن و بعد از یک هفته نتیجه کارو بهم بگن.
زن فرانسوی گفت:

به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم بنابراین نه نظافت منزل، نه آشپزی، نه اتو و نه … خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم. خودت یه فکری بکن من که دیگه نیستم یعنی بریدم!

روز بعد خبری نشد ، روز بعدش هم همینطور .

روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست کرده بود و اورد تو رختحواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتی بیدار شدم رفته بود .

زن انگلیسی گفت:

من هم مثل فرانسوی همونا را گفتم و رفتم کنار.

روز اول و دوم خبری نشد ولی روز سوم دیدم شوهرم

لیست خرید و کاملا تهیه کرده بود ، خونه رو تمیز کرد و گفت کاری نداری عزیزم منو بوسید و رفت.

زن ایرانی گفت :

من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم

اما روز اول چیزی ندیدم

روز دوم هم چیزی ندیدم

روز سوم هم چیزی ندیدم

شکر خدا روز چهارم یه کمی تونستم با چشم چپم ببینم

 

شاد باشی عزیزانم

v



 
سلام......
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٢/۱٤ کلمات کلیدی :
نظرات ()

سلام دوباره برگشتم شرمنده مدتی نبودم 

ررررردو دلم اول خط نام خدا بنویسم
یا که رندی کنم و نام تو را بنویسم

همه یک گفتم و دینم همه یکتایی بود
با کدامین قلم امروز دوتا بنویسم

فعلا بای  



 
بی محتوا....
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱۱/۱٩ کلمات کلیدی :
نظرات ()

vvvپشت پا خوردم ز هر کَس که گفت یار منه

چون که دیدم روز و شب در پی آزار منه

هرکه دستی از محبت حلقه کرد بر گردنم

دیدم این دست محبت ، حلقه دار منه . . .v



 
 
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱۱/۱٩ کلمات کلیدی :
نظرات ()

می بوسم می گذارم کنار ، تمام ِ چیز هایی که ندارم را ،دست هایت را ، شانه هایت را ، عاشقی ات را ،

 همه راx   xx  xx  xx  xx  xx  xx  xx  xx  xx  xx  xx  xx  xx  xx  xx  xx xx  xx  xx  xx  xx  xx

 xx



 
عشق8
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱۱/۱٧ کلمات کلیدی :
نظرات ()

vنفس می کشم نبودنت را

نیستی

هوای بوی تنت را کرده ام

می دانی

پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است

تو نیستی

آسمان بی معنیست

حتی آسمان پر ستاره

و باران

مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد

تو نیستی

و من چتر می خواهم ...

هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه می دهد در چشمانم لباس سیاه پوشیده...

خودم را به هزار راه میزنم

به هزار کوچه

به هزار در

نکند یاد آغوشت بیفتم ...



 
طنز7
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱۱/۱٢ کلمات کلیدی : طنز7
نظرات ()

هنگام درس دادن استاد سر کلاس :

(-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)

وقتی استاد خبر امتحان رو میده :

(o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O)

موقع امتحان:

(←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→)

وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری:

(↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓)

وقتی که نمره ها رو میزنن :

(͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)‬ 

ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه

نتوانستم فراموشت کنم:‌ موفق نشدم کیس بهتری گیر بیاورم!
* تو اولین و آخرین عشق منی: بقیه، آن وسط مَسَط ها هستند!
* من به درد تو نمی خورم:‌ تو به درد من نمی خوری!
* به عشق در یک نگاه معتقدی؟:‌ چقدر باید روی مخت کار کنم؟!
* از اولین نگاه عاشقت شدم: عجب ماشینی داری!
* من لیاقت تو را ندارم: یک کیس بهتر از تو گیر آورده ام!
* تو تنها عشق منی: بقیه چیزی فراتر از عشق هستند!
* تا آخر عمرم به تو وفادارم: حداکثر تا آخر عمرت به تو وفادارم!
* من به عشق افلاطونی معتقدم: اما به شیوه خودم!
* حاضرم همه چیزم را بدهم تا تو را داشته باشم: هیچی ندارم!
* تو اولین عشق منی: که در بیست وچهارساعت گذشته این جمله را به او می گویم.
* من دوستت دارم: تو چی داری؟!

اگه شما هم از این جملات بلدین تو نظرات برام بگین ؟؟

ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه

 



 
تفاوت حمام کردن پسرهاودخترها
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱۱/۱۱ کلمات کلیدی : طنز6
نظرات ()

. . .

 

ساعت ۴ بعد از ظهر
۱ـ لباساشو رو درمیاره٬ رنگ روشن ها رو تو یک سبد و تیره ها رو تو یکی دیگه میگذاره
۲ـ در حموم رو از تو قفل میکنه٬ جلوی آیینه می ایسته٬ شکمش رو که تمام مدت داده بود تو٬ میده بیرون و شروع میکنه به غر غر و ایراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش
۳ـ در کمد رو باز میکنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ کف پا و … رو بیرون میاره و می چینه رو لبه وان
۴ـ موهاش رو با شامپوی نارگیلی تقویت کننده٬ پرپشت کننده٬ براق کننده و…میشوره و هفده دقیقه ماساژ میده
۵ـ یکبار دیگه با همون شامپو موهاشو میشوره
۶ـ نرم کننده معطر پرتقالی رو به موهاش میماله تا ۶۰ میشماره
۷ـ سی و پنج دقیقه زیر دوش می مونه.خوب آخه باید خیالش راحت بشه که تمام مواد شیمیایی از موهاش پاک شده. وگرنه بعد از حموم موها وز میکنه
۸ـ خمیر ریش داداشی رو کش میره و شیش کیلو خالی میکنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد یه تیغ بر میداره و یا علی. آی
۹ـ موهاش رو حسابی می چلونه٬ حوله رو مثل عمامه می پیچه دور سرش. تو آیینه خودشو ورانداز میکنه. از اینکه در اثر کشش حوله چشم و ابروش کشیده شده٬ احساس خوشگلی می کنه و یه ماچ گنده واسه عکس خودش تو آیینه میفرسته
۱۰ـ خوشحالیش زیاد دوام نمیاره. چون یه جوش سرسیاه بی اجازه نوک دماغش سبز شده
۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاینه میکنه و با ناخن و موچین میره به جنگ جوشها و موهای زائد بی تربیت
۱۲ـ حوله ش رو می پوشه و میره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسیون چرب میکنه
۱۳ـ چهل بار لباس می پوشه و در میاره تا انتخاب کنه
۱۴ـ ۴۸ دقیقه پشت میز توالت می شینه و آرایش میکنه
ساعت ۸ شب
ساعت ۴ بعد از ظهر
۱ـ همون طور که رو تخت نشسته ٬ لباساشو میکنه. هر کدوم رو پرت میکنه یه گوشه اتاق
۲ـ نیم وجب حوله رو میگیره دور باسنش و میره به سمت حموم
۳ـ می ایسته جلوی آیینه. شکمش رو میده تو. بازو میگیره. فیگور چپ٬ فیگور راست٬ نیم ساعت قربون صدقه خودش میره٬ (این قدوبالا رو ببین چه کرده .لای لای لالای لای)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تایید میکنه
۴ـ زیر بغلش رو بو میکنه و رنگ چهره ش بر میگرده. سبز٬ آبی٬ بنفش
۵ـ در کمد شامپو ها رو باز نمیکنه چون اصلا توش چیزی نداره
۶ـ با قالب صابون سبزش زیر بغلهاشو کف مالی میکنه. یه عالمه مو می چسبه به صابون
۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم میشوره
۸ـ نرم کننده مو؟؟؟ برو بابا
۹ـ زیر دوش میگوزه و به خاطر اکو شدن صداش تو حموم ٬کر کر میخنده
۱۰ـ دو دقیقه بعد دوباره میزنه زیر خنده٬ آخه این دفعه بوش رسیده به دماغش
۱۱ـ چاه حموم رو هدف گیری میکنه و میشاشه توش
۱۲ـ از زیر دوش میاد بیرون و یکهو می بینه یادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و کف خونه خیس شده.( بیخیال…مامان خشک میکنه
۱۳ـ حوله فسقلیش رو می پیچه دور باسنش و همون طور خیس خیس میره تو اتاق
۱۴ـ حوله خیس رو پرت میکنه رو تخت و ۲ دقیقه ای لباس می پوشه
ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهرر


 
زن بدبخت
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱۱/٧ کلمات کلیدی :
نظرات ()

زن در آمریکا.ایران.عربستان:


۱-اگر یک زن سیگار بکشد:

در امریکا به او می گویند :زنیکه سیگاری
در ایران به او می گویند : زنیکه معتاد فاحشه خیابانی لجن!
و در عربستان او را سنگسار می کنند!

2-اگر یک زن برای برابری حقوق زن و مرد تلاش کند:

در امریکا به او می گویند : فمنیست
در ایران به او می گویند :تهمینه میلانی
و در عربستان او را سنگسار می کنند!

3-اگر یک زن مورد تجاوز قرار بگیرد :

در امریکا او را به آسایشگاه روانی می برند تا او را به زندگی اجتماعی باز گردانند.
در ایران او را به آسایشگاه روانی می برند و او در آنجا خودکشی می کند!
و در عربستان او را سنگسار می کنند!

4-اگر جسد زنی در یکی از میدان های شهر و درون یک کیسه پلاستیکی پیدا شود:

در امریکا : احتمالاً او یک زن خیابانی و بی خانمان بوده.
در ایران:احتمالاً شوهر غیرتی اش او را کشته
در عربستان: صد در صد بر اثر جراحات وارده ناشی از سنگسار به قتل رسیده است!

5-زنان:

در امریکا اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و … تحصیل نمایند.
در ایران اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و …. به شرط تفکیک جنسیتی تحصیل نمایند
در عربستان اجازه دارند از بین بی سوادی و سنگسار یکی را برگزینند!

6- مادر:

در امریکا: مادر و پدر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان هستند.
در ایران: مادر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان است.
در عربستان:فرقی نمی کند که مادر مسئول چیست چون در هر صورت سنگسار می گردد.

7- اگر زنی بخواهد از شوهرش جدا شود:

در امریکا:درخواست طلاق می دهد و نیمی از سرمایه شوهرش به او میرسد( زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی:دو هفته)
در ایران:در خواست طلاق می دهد و در صورتی که هیچ ادعایی نسبت به نفقه و مهریه نداشته باشد میتواند از همسرش جدا گردد(زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی: 14 الی 15 سال!)
در عربستان:درخواست طلاق میدهد و شوهرش اجازه دارد او را سنگسار کند

8-یک دختر 18 ساله:

در امریکا نیازی به اجازه کسی برای انجام کارهایش ندارد.
در ایران تنها برای دست شویی رفتن و تنفس نیازی به اجازه کسی ندارد!
در عربستان اصولاً هیچ اجازه ای ندارد!!!

9-تبریک میگم شما پدر شدید.بچتون یه دختره

در امریکا:Oh God Thanks
در ایران: خاک بر سرت حلیمه! بازم دختر زاییدی؟!؟!
در عربستان: نعم؟البنت؟ لا لا لا! أنا بد بخت! سنک سار یا زنده فی القبر هذه الدختر!

10-زنی به شوهرش خیانت کرد….

در امریکا: طلاق ….
در ایران: فحش، کتک ، اسید ، چاقو ، قتل ناموسی…..
در عربستان: به دلیل دلخراش بودن صحنه ها از بیان آن عاجزیمزن در 



 
داستان ترسناک طنز
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱۱/٦ کلمات کلیدی :
نظرات ()

این داستان رو دوستم برام تعریف کرده و قسم می‌خورد که واقعیه.
دوستم تعریف می‌کرد که یک شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال طرف اردبیل، جای این که از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می گفت؛ جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد می شه!
این‌طوری تعریف می‌کنه: من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی، ٢٠ کیلومتر از جاده دور شده بودم که یهو ماشینم خاموش شد و هر کاری کردم روشن نمی شد.
وسط جنگل، داره شب می شه، نم بارون هم گرفت. اومدم بیرون یه کمی با موتور ور رفتم دیدم... می‌بینم، نه از موتور ماشین سر در می آرم! راه افتادم تو دل جنگل، راست جاده خاکی رو گرفتم و مسیرم رو ادامه دادم. دیگه بارون حسابی تند شده بود.
با یه صدایی برگشتم، دیدم یه ماشین خیلی آرام و بی‌صدا بغل دستم وایساد. من هم بی‌معطلی پریدم توش. این قدر خیس شده بودم که به فکر این که توی ماشینو نیگا کنم هم نبودم. وقتی روی صندلی عقب جا گرفتم، سرم رو آوردم بالا واسه تشکر، دیدم هیچ کس پشت فرمون و صندلی جلو نیست!!!
خیلی ترسیدم. داشتم به خودم می‌اومدم که ماشین یهو همون طور بی‌صدا راه افتاد. هنوز خودم رو جمع و جور نکرده بودم که توی نور رعد و برق دیدم یه پیچ جلومونه! تمام تنم یخ کرده بود. نمی‌تونستم حتی جیغ بکشم. ماشین هم همین طور داشت می‌رفت طرف دره. تو لحظه‌های آخر خودم رو به خدا این قدر نزدیک دیدم که بابا بزرگ خدا بیامرزم اومد جلوی چشمم.
تو لحظه‌های آخر، یه دست از بیرون پنجره، اومد تو و فرمون رو چرخوند به سمت جاده. نفهمیدم چه مدت گذشت تا به خودم اومدم. ولی هر دفعه که ماشین به سمت دره یا کوه می‌رفت، یه دست می‌اومد و فرمون رو می‌پیچوند.
از دور یه نوری دیدم و حتی یک ثانیه هم تردید به خودم راه ندادم. در رو باز کردم و خودم رو انداختم بیرون. این قدر تند می‌دویدم که نفس کم آورده بودم. دویدم به سمت آبادی که نور ازش می‌اومد. رفتم توی قهوه خونه و ولو شدم روی زمین، بعد از این که به هوش اومدم جریان رو تعریف کردم. وقتی تموم شد، تا چند ثانیه همه ساکت بودند، یهو در قهوه خونه باز شد و دو نفر خیس
اومدن تو. یکیشون داد زد: محمد نگاه کن! این همون احمقیه که وقتی ما داشتیم ماشین رو هل می‎دادیم سوار ماشین ما شده بود!



 
سلام دوستای مهربونم ممنونم که بهم سر میزنین
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱۱/٦ کلمات کلیدی :
نظرات ()

رطنز اجتماعی!

یه استاد داشتیم هر سری می آمد سر کلاس به دخترا تیکه می انداخت. یه بار دخترا تصمیم می گیرن با اولین تیکه ای که انداخت از کلاس برن بیرون. قضیه به گوش استاد می رسه. جلسه بعد یه کم دیر میاد سر کلاس، می گه از انقلاب داشتم می آمدم دیدم یه صف طولانی از دخترا تشکیل شده رفتم جلو پرسیدم، گفتن با کارت دانشجویی شوهر می دن! دخترا پا می شن برن بیرون، استاده می گه کجا می رید؟ وقتش تموم شد، تا ساعت 10 بود!



 
 
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/۳٠ کلمات کلیدی :
نظرات ()

رمحبت به نامرد ، کردم بسی
محبت نشاید به هر نا کسی
تهی دستی و بی کسی درد نیست

که دردی چو دیدار نامرد نیست

 

ببخشید دوستای گلم چند مدت نبودم نتونستم بهتون سر بزنم  



 
 
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢٥ کلمات کلیدی : اسلور
نظرات ()

vمیخوام بهت بگم که بی وفا بودی
رفتی عهد و قسمهامون و شکوندی
رفتی و چشم من مونده به راه تو
حالا من بی وفا ترم یا تv



 
عشق
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢٢ کلمات کلیدی : عشق3
نظرات ()

عشق محکومی است که محاکمه نمی شود....دیوانه ایست که معالجه نمی شود....بیگانه ایست که شناخته نمی شود....سکوتی است که شکسته نمی شود....وفریادی ایست که ارام نمی شود

کلبه ی کوچک قلبم برایت مرکبی از غرور و محبت مهیا می کنم تا تکسوار ساحل دریای بی انتهای عشقم گردی.اگر رفتی و مقصد گمشده را نیافتی تو را به خدا سوگند می دهم به کلبه ی کوچک قلبم باز گردی

جاده عشق تا اطلاع ثانوی لیز و لغزنده می باشد عاشقانی که قصد سفر در این جاده را دارند خود را به زنجیر محبت و صمیمیت مجهز کنند. ?? پلیس راه عاشقان

دوستی تکرار دوستت دارم نیست، دوستی فهمیدن ناگفتنی های کسی است که دوستش می داری.

 



 
اقایون
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢۱ کلمات کلیدی : ضد پسر 2
نظرات ()

ر

حقایقی در مورد مردان...



زن خودش را خوشگل میکند چون خوب فهمیده که چشم مرد تکامل یافته تر از عقل اوست. دوریس ری

هر زنی از سر هر مردی زیاد است. ژان پل سارتر

مردها جنگ را دوست دارند چون بخاطر جنگ ظاهری جدی پیدا میکنند و این تنها چیزیست که نمیگذارد زنها بهشان بخندند. جان رابرت فاولز

خداوند مردان را نیرومندتر آفریده است'اما نه لزوما باهوشتر.
او به زنان فراست و زنانگی داده است و اگر این دو با هم خوب بکار روند میتواند مغز هر مردی را که تا بحال دیده ام مختل کند. فرا فاوست

زنان از مردان عاقلترند.چون که کمتر میدانند و بیشتر میفهمند. جیمز تربر

یک مرد عبارت است از کلیه ادا و اطوارهای گذشته و امروزش. الکسی کارلایل

اگر زنان در مورد شخصیت مردان کمی نکته سنج باشند'هیچگاه تن به ازدواج نخواهند داد.
جورج برنارد شاو

بنی اسراییل 40 سال در بیابان سرگردان بودند.مردها حتی در آن زمان هم مسیر را نمی پرسیدند. ناشناس

مرد نثر آفرینش است و زن شعر آن. ناپلئون

بسیاری از مردان باهوش زن کودنی دارند'اما به ندرت زن باهوشی پیدا میشود که شوهر کودنی داشته باشد. اریکا یونگ


هر زنی برای شناخت مردان کافیست یکی از آنها را خوب بشناسد. ولی یک مرد حتی اگر با تمام زنها آشنا باشد یکی از آنها را هم خوب نمی شناسد. هلن رولند


خدا مرد را آفرید ولی اگر من بودم بهترش را می آفریدم. ارنا بمبک

در طول تاریخ نمی توانید مردی را بیابید که اسیر زن نشده باشد. ضرب المثل هندی

مامانم به من گفت:تنها دلیل وجود مردها برای چمن زنی و پنچر گیری اتومبیل است. تیم آلن

افکار مردان اوج میگیرد و بالا میرود'همسطح زنانی که با آنها معاشرت میکنند. الکساندر دوما

بهترین مردان بزرگ همواره بدترین شوهرانند. کریستوفر مارلو


چرا مردان زنان باهوش را دوست دارند؟
بخاطر اینکه دو قطب غیر همنام همدیگر را می ربایند.
کتی لت

مردی بزرگ است که معایبش قابل شمارش باشد. ضرب المثل آمریکایی

اگر میخواهی فقط حرف کاری زده شود از مرد بخواه و اگر میخواهی آن کار انجام شود از زن بخواه. مارگارت تاچر

اگر در دنیا یک زن بد باشد همه ی مردها تصور می کنند زن آنهاست. ضرب المثل روسی

مردها بچه هایی ریشو هستند. توفیق

تنها یکی از 1000 مرد رهبر مردان دیگر می شود .999نفر دیگر دنباله رو زنهایشان هستند. گروچو مارکس

او(مرد)مانند خروسی بود که تصور میکرد خورشید به این دلیل طلوع میکند که قوقو لی قوقوی او را بشنود. جورج الیوت

مردان از دو نوع خارج نیستند;یا روی سرشان خالیست یا توی سرشان. توفیق

من خواهان سه چیز در یک مرد هستم:ملاحت – شجاعت – وبلاهت. دوروتی پارکر

عاقلترین مردان دچار اشتباه شده اند و زنان آنها را فریفته اند ولی همچنان ادعا میکنند که زن عاقل نیست. جان میلتون

مردها مثل نوزاد هستند..... توی اولین نگاه شیرین و با مزه هستند اما خیلی زود از تمیز کردن و مراقبت از آنها خسته میشید. ناشناس

ر



 
 
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢۱ کلمات کلیدی :
نظرات ()

vvدلم چندین سال است روزه ی عشق گرفته است ........!

....................اذان افطارش را تو بگو......................

سلام دوستان گلم نظر یادتون نره عزیزانم  



 
...
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢۱ کلمات کلیدی : شعر ترکمنی5
نظرات ()

vسن دیزیمین طاقتی سن

یالواریب هئی قال دئمیشم

اریک کیمی تپه رزه سن!

هاچان سنه کال دئمیشم؟

هر کیم سنه په تک دئیه

اوزوم سنه بال دئمیشم

هرزادینی گوزه ل گوروب

سپگیلینه خال دئمیشم !

نئی کیمی سیزلاییب جانیم

دورما پادار چال دئمیشمv

 

شاعر:عبدالحمید متحیر 



 
دلمو شکستی
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢٠ کلمات کلیدی : عشق6
نظرات ()

 

 

vvدلی بستم به آن عهدی که بستی

تو آخر هر دو را با هم شکستی

v



 
 
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱٩ کلمات کلیدی :
نظرات ()

سلام.....          این عکس مربوط میشه به ازدواج یه مرد 60ساله با یه دختر 13 ساله زبانواقعا هم  عین بی شرمانگیه دل شکسته

بچه ها یه عکس خیلی زشت پیدا کردم واقعا واسه این جور ادم ها متاسفم

واقعا هم بی شرمانه است متفکر 



 
دوستت دارم
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱٩ کلمات کلیدی :
نظرات ()

vvچو قلب شب تاریک تنهایی هایمدوستت دارم

چو بامداد خوش دوستت دارم

به یاد تو و یادهایت شب نشستم بیدار

چه خواب باشم چه بیدار باشم دوستت دارم

v



 
غریب...... برین حالشو ببرین خوشگلای من
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱٧ کلمات کلیدی : ترکمنی 5
نظرات ()

غریب بیر گئجه ده سندن اوزاقدا(تو یه شب غریب دورازتو)
کولک لرحسرتلی نفس کیمیدیر(بوران مانند نفسهاییه که با حسرت میادومیره)
سن سیز تنها قالمیش سیزلایان قلبیم (بدون تو قلبم تنها مونده و زاری میکنه)
داریخیر هر طرف قفس کیمیدیر (دلتنگه و هر طرف براش مثل قفس میمونه)

 



 
شعر ترکمنی ایندفعه با معنی گذاشتم حال کنین ...
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱٦ کلمات کلیدی : شعر ترکمنی با معنی
نظرات ()

 

گونده منه باش ووران ایندی منه داش وورور.
ایندی منه داش ووران اوزگلره باش وورور.
اوزگه اگر داش وورا دردینه دوزمک اولار.
باخ بورا سوز بوردادی داشلاری یولداش وورور...

اونی که هر روز به من سر میزد امروز به من سنگ میزنه.
اونی که امروز به من سنگ میزنه به بیگانه ها سر میزنه.
بیگانه اکه سنگ بزنه دردشو میشه تحمل کرد.

ببین منو حرف من اینجاست سنگهارو دوست میزنه

v



 
کسی....
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱٦ کلمات کلیدی : بی کسی
نظرات ()

با کسی‌ نباش که از بی‌ کسی‌ اش می‌‌نالد...

 با کسی‌ باش که در جمعِ کسان تو را می‌خواهدv



 
نامرد.......
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱٥ کلمات کلیدی : نامرد
نظرات ()

دلم را پیش خود پابند کردی
ولی گفتی تو یک دنیای دردی

غرورم را شکستی بی تفاوت
برو فکر کن همیشه خیلی مردی



 
شعر ترکمنی زیبا
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱۳ کلمات کلیدی : شعر ترکمنی 4
نظرات ()

دیندیر مه قان آغلیــــر یارا کـونلـوم 

آغ گـونلـــره وورغــون قارا کـونلـوم

سن سیـز منه دار نینــدی بـو دونیا

اوچماز آراز اوستــون سونا کونلـوم

آی دورنا بـویـــوم اینصـافا گــل بیــر

کیـم؟خان چوبانیمدیـر سارا کونلوم

گوز یاشلاریمی کیم سیله جکدیر؟



اولــدوم داخی یوخدور هاوا کونلومر

شاعر:اقای عبدالحمید متحیر 

 



 
سلام....
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱۳ کلمات کلیدی :
نظرات ()

یه روز غضنفر میره مغازه لوازم خونگی چشش میافته به فلاسک میپرسه آقا اون چیه؟ مغازه دار میگه اون فلاسکه میپرسه کارش چیه میگه هر چیز سردی رو بزاری تو ش سرد نگه میداره هر چیز گرم هم بذاری توش گرم نگه میداره مرده خوشحال میشه و یکی میخره فردا که میره اداره باخودش میبره رییسش وقتی فلاسکو میبینه میگه ببینم چی تو اون فلاسکت داری؟ میگه اقای رییس 2 تا الاسکا دارم با 3 تا فنجون قهوه!

اگه فهمیدین این کیه؟جواب بدین ها ....

حق پناهتون 



 
خداحافظ......
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱۳ کلمات کلیدی : خداحافظ
نظرات ()

خدا حافظ
پیام من
کلام من
خدا حافظ تو ای تنها سلام من
خداحافظ طلوع من غروب من
 خداحافظ تو ای محبوب خوب من



 
من خوبم من ارامم من قول داده ام ........
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱۳ کلمات کلیدی : عاشقانه3
نظرات ()

تو نیستم
تو نخوان
با خودم زمزمه میکنم

.

.
.

من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام


فقط کمی

تو را کم اورده ام

یادت هست؟ میگفتم در سرودن تو ناتوانم؟ واژه کم می اورم برای گفتن دوستت دارمها؟

حالا تـــمــــــــام واژه ها در گلویم صف کشیده اند

با این همه واژه چه کنم؟

تکلیف اینهمه حرف نگفته چه می شود؟

باید حرفهایم را مچاله کنم و بر گرده باد بیاندازم

باید خوب باشم

من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام

فقط کمی

بی حوصله ام

آسمان روی سرم سنگینی میکند

روزهایم کش امده

هر چه خودم را به کوچه بی خیالی میزنم

باز سر از کوچه دلتنگی در میاورم

روزها تمام ابرهای اندوه در چشمان منند ولی نمی بارند

چون

من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام

تمام خنده هایم را نذر کرده ام که گریه ام نگیرد

اما شبها..

وای از شبها

هوای آغوشت دیوانه ام میکند

موهایم بد جوری بهانه دستانت را میگیرند

تک تک نجواهای شبانه ات لا به لای موهایم مانده اند


کاش لا اقل میشد فقط شب بخیر شبها را بگویی تا بخوابم

لالایی ها پیشکش

من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام

فقط نمیدانم چرا هی آه میکشم

آه

و

آه

و بازم آه

خسته شدم از این همه آه

شبها تمام آه ها در سینه منند

ان قدر سوزناک هستند که می توانم با این همه آه دنیا را خاکستر کنم

اما حیف که قول داده ام


من خوبم ....من آرامم......

فقط کمی دلواپسم

کاش قول گرفته بودم از تو

برای کسی از ته دل نخندی

می ترسم مثل من عاشق خنده هایت شود

حال و روزش شود این...

تو که نمی مانی برایش آنوقت مثل من باید

آرام باشد .....خوب باشد..... قول داده باشد

بیچاره..

...................................................

نترس باز شروع نمیکنم اصلا تمام نشده که بخواهم شروع کنم


همین دلم برایت تنگ شده را هم به تو نمی گویم

تو راحت باش

من خوبم ....من آرامم......


آخر من قول داده ام که آرام باشم

باورت می شود؟ من خوبم


خاطره حیدری زاده

v



 
 
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱٢ کلمات کلیدی : طنز ازدواج
نظرات ()

 

 

عاقبت عاشقی و ازدواج عبرت بگیرید نیشخندنیشخندچشمک



 
روایت امتحان بزرگان
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱٢ کلمات کلیدی : روایت حال امتحان
نظرات ()

فقط سوپ کلم است که حال آدم را بیشتر از امتحان بهم میزند --- آلبرت انیشتین

امتحان مسخره ترین کار دنیاست ---- جرج برنارد شاو

امتحان بدون تقلب مثل کریسمس بدون درخت است ---- کی اس الیت

امتحان بخشی از زندگی است ،نه زندگی امتحانست --- پائولو کویئلو

امتحان در صورت عدم حذف پزشکی ، اولین گام در جهت شروع چاپلوسی پیش استاد برای نمره ی ده گرفتن است ---- کامی نیک صالحی

چی گفتید امتحان؟ اصلا معنی اس را نمی دانم ---- جرج اورول

امتحان فقط یه بازیه ... یه بازیه مسخره ---- از دیالوگهای فیلم نیش

هر کس را میخواهی از خودت متنفر کنی ،امتحانش کن ---- یک ضرب المثل برمه ای

توی مدرسه هر سوالی را که در امتحانهایم درست جواب میدادم ، بعدا می فهمیدم که کاملا غلط بوده این اتفاق بعدها در زندگیم هم ادامه یافت . هر وقت فکر کردم درست رفتار کرده ام ،دیدم یک جای کار اشتباه بود ----- ارنست همینگویفقط سوپ کلم است که حال آدم را بیشتر از امتحان بهم میزند --- آلبرت انیشتین

امتحان مسخره ترین کار دنیاست ---- جرج برنارد شاو

امتحان بدون تقلب مثل کریسمس بدون درخت است ---- کی اس الیت

امتحان بخشی از زندگی است ،نه زندگی امتحانست --- پائولو کویئلو

امتحان در صورت عدم حذف پزشکی ، اولین گام در جهت شروع چاپلوسی پیش استاد برای نمره ی ده گرفتن است ---- کامی نیک صالحی

چی گفتید امتحان؟ اصلا معنی اس را نمی دانم ---- جرج اورول

امتحان فقط یه بازیه ... یه بازیه مسخره ---- از دیالوگهای فیلم نیش

هر کس را میخواهی از خودت متنفر کنی ،امتحانش کن ---- یک ضرب المثل برمه ای

 توی مدرسه هر سوالی را که در امتحانهایم درست جواب میدادم ، بعدا می فهمیدم که کاملا غلط بوده این اتفاق بعدها در زندگیم هم ادامه یافت . هر وقت فکر کردم درست رفتار کرده ام ،دیدم یک جای کار اشتباه بود ----- ارنست همینگوی

 



 
 
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱۱ کلمات کلیدی : امتحان طنز
نظرات ()

ررررر تقلب چیست؟

یک سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن واین کاره بودن شخص امتحان دهنده که آخر عاقبت خوش وخرمی دارد.نوعی هلو برو تو گلو!



مراقب چیست؟

موجودی ستم کار و ریا پیشه که متاسفانه چشم و گوش و باقی حواس را هم دارد ! سیستمی که نقش دزدگیرمنازل را سر جلسه ایفا میکند ! گالری ضدحال ! موجودی که روی سینه اش نوشته شده : من مراقبم،شما چطور!؟ یک نوع تله موش زنده !



دعای پاس کردن ترم:

الهی ادرکنی پاساً ترمی بالنمراتِ دهی وگاهِ دوازدهی والحفظ من مشروطی والفلخِ اُستادی والغوِ امتحانی برحمهِ !



دانشجو چیست؟

موجودی است نحیف و لاغر که از تخم مرغ و گوجه تغذیه میکند ! معمولا افسرده است ! و دشمنی عجیبی با کتاب دارد ! مخصوصا شب امتحان !



یه تعریف دیگه از دانشجو:

فردی که به دنبال علم آموزی و تولید علم است. ها ایی دانشجو که وگفتی ینی چه؟؟؟!!!!



استاد چیست؟

منبع علم ، ژنراتور دانش ، نیروگاه انسانیت ، تبلوردانایی ، کوه توانایی ، مایه افتخارما ، بابا تو دیگه کی هستی ترین موجود عالم ، خودصفا ، اندوفا ، دارنده انواع واقسام شفا ، ضدجفا ، یاری گر ضعفا ، معلم الخلفا !



دعای شب امتحان:

الدعا فی لیالیّ الامتحانیه: اللهم اهد کل الشّوت و المشنگ، لا یعلم من دروسهُ بقدر بز اخفش. آمین یا کاشف المضطربین فی اللیالی الامتحانیه !



آیه امتحانی:

هان ای کسانی که ازکتاب هایتان به عنوان اشیائی دکوری استفاده کرده اید اکنون فقط یک معجزه می تواند کارنامه شما را زیر و رو کند! ستاد ایجاد رعب و وحشت شب امتحان!



توصیف شب امتحان:

شب سوانح وسوختگی آنجای دانشجو.شبی که در آن نسکافه و قهوه از والیوم ده هم خواب آورتر می شوند. شب رقص وپایکوبی کلمات جزوه وکتاب بر روی سسلسله اعصاب محیطی ومرکزی دانشجو !



سخنان امتحانی:

امتحان بدون تقلب مثل کریسمس بدون درخت است ! (کی اس الیت)

فقط سوپ کلم است که حال آدم را بیشتر از امتحان بهم میزند ! (آلبرت انیشتین)

امتحان اولین گام در جهت شروع پاچه خواری پیش استاد برای نمره ی ده گرفتن است ! 

سلام بچه ها با امتحانات چه می کنید؟واسه من که عالیه خداحافظ نظر یادت نره 



 
پیشنهاد شب امتحان
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/٩ کلمات کلیدی : شب امتحان
نظرات ()

پیشنهاد شب امتحان :مرور درسها و ایجاد ارامش درونی وتورق و از این مدل کسشعرها همش الکیه توی سال تحصیلی که هیچ گوهی نخوردی لااقل بشین امشب رو درس بخون تا فردا یه خاکی به سرت بزنی تا پس فردا توی یه تویله ای راهت بدن سه روز بعد نگی کسی بهم نگفت ! باشه ؟

 



 
دوستت ندارم ......
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/٩ کلمات کلیدی :
نظرات ()

سلام ......

این تو نیستی
که مرا از یاد برده ای
این منم
که به یادم اجازه نمیدهم
حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند...
صحبت از فراموشی نیست....

صحبت از لیاقت است .... !

 

دوستای گلم نظر یادتون نره .... 



 
دریغ
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢ کلمات کلیدی : دریغ
نظرات ()

من هیچ از تو فکر جدایی نمی کنم
من عشق را از تو گدایی نمی کنم
این مهر بین ما که خودت آفریده ای
از من دریغ کن،صدایی نمی کنم



 
هم درد
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢ کلمات کلیدی : هم درد
نظرات ()

فکر می کردم تو همدردی....... اما نه ! تو هم دردی

 



 
اشنای بیگانه...
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢ کلمات کلیدی :
نظرات ()

vvvvفراق و دوریت دیوانه ام کرد
چو مجنون راهی ویرانه ام کرد
چنان داغی به دل ماند از جدایی
که با هر آشنا بیگانه ام کرد ...v



 
وفا نداری ....
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٢۸ کلمات کلیدی :
نظرات ()

در این بازار نامردی به دنبال چه می گردی؟

نمی یابی نشان هرگز از وفا و جوانمردی

برو بگذر از این بازار ، از این مستی و طنازی

اگر چون کوه هم باشی در این دنیا تو می بازی

 



 
جوانی...
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٢۸ کلمات کلیدی :
نظرات ()

گفتم زندگی چند بخش است؟

گفت:دوبخش کودکی و پیری .

گفتم پس جوانی چه شد؟

گفت:گفت با عشق ساخت با

بی وفایی سوخت وبا جدایی مرد...

 



 
صبر کن
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٢٦ کلمات کلیدی :
نظرات ()

در امتداد گذر چند ثانیه
صبر کن
تنها برای بودن باش ، بمان
برای یک ثانیه
که اگر میدانستی ، ثانیه ها ، چقدر بزرگند
به اندازه خشم طبیعت ، به اندازه لطف خدا شاید
به اندازه یک قطره باران در کویر خشک غیرت

پس یک ثانیه صبر کن...............



به کجا میروی ؟
صبرکن !...

صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو !
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو !

ای کبوتر به کجا ؟!
قدری دگر صبر کن
آسمان پای پرت پیر شود بعد برو

ای عزیز جان من ...
تو اگر گریه کنی بغض منم میشکند !
خنده کن !
عشق نمک گیر شود بعد برو !
یک نفر حسرت لبخند تو را میدارد ...
صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو !
خواب دیدی شبی از راه ، سوارت آمده ؟

باش ای نازنین !
باش ای مهربان خواب تو تعبیر شود

بعد
برو !

چشمکچشمکچشمکnazr bdin dostan gooolmچشمکچشمکچشمک 



 
خیانت
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٢٦ کلمات کلیدی :
نظرات ()

 

vvvvvنمی بخشمت به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی ، به خاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی ، نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی ، به خاطر احساسی که برایم پر پر کردی ، نمی بخشمت به خاطر زخمی که با خیانت بر وجودم تا ابد نشاندی ،

 



 
 
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٢٥ کلمات کلیدی :
نظرات ()

سلام اقایون و خانمی ها لطفا بعد از خوندن پست ها نظر بدین .

 

 

قلبخجالت



 
گل
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٢٥ کلمات کلیدی : خار گل
نظرات ()

زندگی مثل گل میمونه گلبرگهاش خیالی خارهاش واقعی 

 

 



 
درس
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٢٥ کلمات کلیدی :
نظرات ()

اگر چه مال من نشدی ولی ازت خیلی چیزا یاد گرفتم:

اینکه به کسی که دوستم داره بی اعتنایی کنم

اینکه به کسی که دوستم توی جمع خوردش کنم و بشکنمش

اینکه به کسی که دوستم داره تو چشماش نگاه کنم و چه راحت دروغ بگم

اینکه وقتی کسی بهم گفت دوستت دارم نیش خند بزنم و مسخرش کنم

 

 

 



 
شب رفتن عزیزم..
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٢٥ کلمات کلیدی :
نظرات ()

شب رفتن عزیزم هرگز از یادم نمیره قصه شو واسه هر کی میگم دلش اتیش میگیره دل اون یه دنیا خون بود چشم من یه دنیا تردید شب رفتنش یه ماهی تو خشکی رفتو جون داد اون شب زلزله خیلی دلارو تکون داد اون شب نگاهش پرغصه بود ولی بازم به من لبخند زد....

 



 
برو.....
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٢۳ کلمات کلیدی :
نظرات ()

مطمئن باش ، برو ...

ضربه ات کاری بود ، بی وفایی کردی..دل من سخت شکست ...

و چه زشت به من و سادگیم خندیدی

به من و عشقی پاک ، که پر از یاد تو بود ...

و به این قلب یتیم

که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود ...

تو برو تا راحت تر

تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم

نظر یادت نرهچشمک 



 
نداشتنت
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٢٢ کلمات کلیدی :
نظرات ()

نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد.

نمی دانم نداشتنت سخت تر است؛

یا تحمل اینکه دیگری تو را داشته باشد!!

 



 
 
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/۱٧ کلمات کلیدی :
نظرات ()

عاشق شد دوباره دلم تو کویر قلبم تو زدی جونه با دوزد تو شب کویر واسه دل تنگم تو شدی بهونه حالا که بی قرارمی می خوام بگم عشقت پایه تو میمونه ممنونم از اون چشمایی که اگه منو نبینه نگرونه حالا شد حالا شد دیگه دلت پر زد واسه دل ما شد حالا شد حالا شد دیدی همه دنیا مال ما شد

 

خوشگلا یه قطعه از شعر علی تکتا بود که پسندیدم و گذاشتم حالشو ببرین گریه

 

 

گریهگریهگریهگریهگریهدل شکستهدل شکستهدل شکستهدل شکستهدل شکستهدل شکسته

 



 
کلی غصه
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/۱٧ کلمات کلیدی : کلی غصه
نظرات ()

میام سراغتو بازم دوباره نگو که قلبت منو دوس نداره بزار دستاتو بازم بگیرم بزار رو شونه هات اروم بگیرم     بزار رو شونه هات اروم بگیرم 

بهم یه فرصتی بده دوباره ببین که فلبم کلی غصه داره روزام سیاه شبهام گریه داره دلم داغون چشمام بی قراره کابوس چشماتو بازم می بینم بازم تو رویاهام دستتو می گیرم می برمت به اوج ابرها با هم می ریم اون بالا بالا بالا

خالی میشن دستای خسته من بی تاب میشه دستای خسته من بی تاب میشه قلب شکسته من با گریه از خواب بازم می پرم بی حالمو فقط  نفس می زنم  بی حالمو فقط نفس می زنم

 

سلام بچه ها این یه شعر خیلی خوشگل موشکل از علی رضا         قلی زاده هستش که خیلی عاشقانه است تقدیم به عاشقا

 


 

 



 
تنها
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/۱٧ کلمات کلیدی : تنها
نظرات ()

یکی هست تو قلبم که هرشب واسه اون می نویسم واون خوابه نمی خوام بدونه که واسه اونه که قلبم این همه بی تابه یه کاغذ یه خودکار دوباره شده هم دل این دل دیونه که نامه که خیسه پر اشکه وکسی بازم اونو نمی خونه می ترسم یه روزی برسه که اونو نبینم وبمیرم       تنها خدایا     



 
داستانک
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/۱٥ کلمات کلیدی : داستانک 2
نظرات ()

داستان جالب 

من خیلی خوشحال بودم !
من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم. والدینم خیلی کمکم کردند، دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود
فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…!
اون دختر باحال، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم
یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی !
سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت :
اگه همین الان ۵۰۰ دلار به من بدی بعدش حاضرم با تو …………….!
من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم
اون گفت: من میرم توی اتاق خواب و اگه تو مایل به این کار هستی بیا پیشم
وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خیره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقیقه ایستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم…!
یهو با چهره نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم!!!
پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بیرون اومدی…!
ما خیلی خوشحالیم که چنین دامادی داریم و هیچکس رو بهتر از تو نمی تونستیم برای دخترمون پیدا کنیم. به خانوادهء ما خوش اومدی !!!


نتیجه اخلاقی : همیشه سعی کنید کیف پولتون رو توی ماشینتون جا بذارید شاید براتون شانس بیاره !ر



 
حسود
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/۱٤ کلمات کلیدی :
نظرات ()

 



یادته زیر گنبد کبود تو بودی و کلی آدمای حسود؟
تقصیر همون حسوداست که حالا


هستی ما شده یکی بود یکی نبود...

 

 

 

 


 

 

 



 
شعر ترکمنی قشنگ با معنی گذاشتم برین حالشو ببرین
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/۱٤ کلمات کلیدی : شعر ترکمنی، گچر
نظرات ()

گچر                                                   می گذرد 

سؤیگی لردن داشا دوشدیک بو گونل      ر این روزها از دوست‌داشتن هم جدا افتاده‌ایم

من‌دان، سن‌دان زمان گچر عزیزی  م        از من و تو زمان رد خواهد شد عزیزم

یوللار گلیار بیزا قارشی، سن بیلمر         راه‌ها به سوی ما می‌آیند و تو غافلی

یوللار من‌دان سن‌دان گچر عزیزیم           راه‌ها از من و تو رد می‌شوند عزیزم



بیز بیر آشاق باقیب غاما باتماساق        اگر ما غروب نکنیم و غم نخوریم 

بیز بیر یالنگیز قالیب آغیر یاتماساق      اگر تنها نگذاریم خودمان را و به خواب سنگین نرویم

بیز بیر تاراب بولیب یکه قالماساق       اگر هرکدام یک سو نرویم و تنها نمانیم

یؤره‌گیمیز یوللان گچر عزیزیم              قلبمان از راه‌ها عبور خواهد کرد عزیزم



یادیمدا یوق بیزدان گچن گؤن بولسون        به یاد ندارم(با عشق) روزی از ما سپری شده باشد،

بیز گؤنلردان گچدیک بو سؤیگی دورسون            ما از روزها عبور کردیم پس بگذار این عشق بماند

گؤنلر سانا دؤشسون سؤیگی سولماسون        روزها به شمارش بیفتند؛ اما عشق نمیرد

سویمان دینگا جهان گچرعزیزیم                 بدون عشق فقط جهان خواهد گذشت عزیزم



بو آیرالیق پاییمیز دأل بو جایدا                     این جدایی اینجا سهم ما نبود

بیز گزملی سؤییب سؤییب دنیادا                  ما باید با عشق در این جهان زندگی کنیم

عمیر سولماز بیله گیدساک بو یولدا                    پژمرده نخواهد شد عمرمان اگر با هم از این راه برویم

بو آیرالیق بیزدان گچر عزیزیم                           این جدایی هم از ما خواهد گذشت عزیزم



آغلامایلی بو اولوم دأل زماندا                        گریه نکنیم در این وقتی که زمان مرگ نیست 

آغلامایلی یاش‌لار آقار بو جایدا                        گریه نکنیم چون درین جهان اشک‌های فراوانی جاری میشود 

میوه‌لارمیز قوریماسون بو باغدا،                            نگذاریم میوه‌هایمان در این باغ خشک شوند 

بیزدان قایلی زمان گچر عزیزیم              از ما روزهای طوفانی خواهد گذشت عزیزم 





 
ارزو
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/۱٢ کلمات کلیدی : آرزو
نظرات ()

یکی در آرزوی دیدن توست/یکی در حسرت بوسیدن توست/ولی من ساده و بی ادعایم/تمام هستیم خندیدن توست..

 

 



 
دو فرشته
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/۱٢ کلمات کلیدی : دو فرشته
نظرات ()

رررربه یک فرشته گفتم:برو و معشوقم که عاشقش هستم را ببوس!!

فرشته رفت و وقتی برگشت دیدم چشماش اشکیه و گریه کرده!!

به فرشته گفتم: معشوق مرا بوسیدی؟! فرشته گفت:

نه نشد !! به فرشته گفتم:چرا؟

فرشته مهربون گفت:دو فرشته هیچ وقت همدیگرو را نمی بوسن !ر



 
گذشت
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/۱٠ کلمات کلیدی : روزها می گذرند
نظرات ()

چه زیباست به یاد تو با چشمهای خسته گریستن چه زیباست همیشه در تنهایی تو را حس کردن چه زیباست در خیال با تو زندگی کردن عزیزم نام تو بر قلبم خالکوبی شده تا فراموشت نکنم . نازنین من همچون نفس کشیدن تو را بخاطر می سپارم. یک روزه دیکه هم بدون تو گذشت



 
فراموش
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/۱٠ کلمات کلیدی : فراموش
نظرات ()

vvvvچو کس با زبان دلم آشنا نیست
چه بهتر که از شکوه خاموش باشم
چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر
که از یاد یاران فراموش باشم



 
توبه
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٩ کلمات کلیدی : توبه
نظرات ()

vتوبه می کنم دیگر کسی را دوست نداشته باشم حتی به قیمت سنگ شدن

توبه می کنم دیگر برای کسی اشک نریزم حتی اگر فصل چشمانم برای همیشه زمستان شود چشمانم را می بندم

توبه می کنم دیگر دلم برایت تنگ نشود حتی چند لحظه!قول می دهم نامت را بر زبان نمی آورم لبهایم را می دوزم

توبه می کنم دیگر عاشق نشوم قلبم را دور می اندارم برای همیشه و به کویر تنهایی سلام می کنم



 
بی گناهی
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٩ کلمات کلیدی :
نظرات ()

vvvدر خلوت کوچه هایم

باد می آید

اینجا من هستم ؛

دلم تنگ نیست....

تنها منتظر بارانم

تا قطره هایش بهانه ایی باشند

برای نم ناک بودن لحظه هایم

و اثباتی

بر بی گناهی چشمانم!



 
 
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٩ کلمات کلیدی :
نظرات ()

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


فقر محبت گرفته ام
از انتظار آمدن ِ مهربانت
آمدی ، اما
نه چشمانت مرا دید
نه دستانت حریف سردی دستانم شد


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * 



 
فقط برو
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/۸ کلمات کلیدی : برو
نظرات ()

میخواهی بروی؟

خب برو...

انتظار مرا وحشتی نیست

شبهای بی قراری را هیچ وقت پایانی نخواهد بود

برو...

برای چه ایستاده ایی؟

به جان سپردن کدامین احساس لبخند میزنی؟

برو..

تردید نکن

نفس های آخر است

نترس برو...

احساسم اگر نمیرد ..بی شک ما بقی روزهای بودنش را بر روی صندلی چرخدار بی تفاوتی خواهد نشست

برو...

یک احساس فلج تهدیدی برای رفتنت نخواهد بود

پس راحت برو

مسافری در راه انتظارت را میکشد

طفلک چه میداند که روحش سلاخی خواهد شد

برو...

فقط برو.....v



 
دوستی و نیستی
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/۸ کلمات کلیدی : عاقبت
نظرات ()

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


دوستی شوخی سرد آدماست ، بازی شیرین گرگم به هواست ، واسه کشتن غرورمن و تو ، دوستی توطئه ثانیه هاست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * * * 



 
دروغ چشمات
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٧ کلمات کلیدی : دروغ
نظرات ()

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هرگز فراموش نمی کنم

سخنانی راکه از چشمان تو شنیدم

می گویند چشمها هرگز دروغ نمی گویند

اما من شیرین ترین دروغ ها را از چشمان تو شنیدم

آن هنگام که می گفتند:

«دوستت دارم»

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * * * * * *



 
فراموش
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٧ کلمات کلیدی : یاد
نظرات ()

زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم.....تو نیز به من آموختی چگونه دوست بدارم اما به من نیاموختی که چگونه تو رو فراموش کنم



 
چرا؟
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٦ کلمات کلیدی : خلقت مرد، طنز3
نظرات ()

ررچرا خدا مردها را آفرید؟
1. هدف خاصی نبود
2. گِل اضافه مونده بود
3. نسخه آزمایشی بود
4. اصلا کار خدا نبود





چرا خدا مردها را از روی زمین برنمی دارد؟1.از نظر خدا مردها وجود خارجی ندارند
2.مگه ما روی زمین مرد هم داریم
3.وجود اینگونه از درندگان برای موازنه جمعیت روی زمین ضروری به نظر میرسد
4.حالا چه عجله ایه؟



 

اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟
1.چیز خاصی نمی آفرید
2.پیراشکی
3.خروس دریایی
4.فضای خالی






اگر جمعیت مردها منقرض شود چه می شود؟
1.مگه قراره اتفاقی بیافته
2.خارشتر کویر لوت که آفت نداره
3.اکوسیستم به شرایط بدون انگل برمی گردد
4.یه هیولا کمتر دنیا قشنگتر



 

چه وقت مردها عاشق می شوند؟
1.چه وقت مردها عاشق نمی شوند!
2.هر وقت مامانشون بگه
3.چون یکدفعه می شوند خودشان هم نمی دانند که کی می شوند
4.یک روز از همین روزا !



 


مردها چه وقت عشق قبلی خود را فراموش می کنند؟
1.در همون وقتی که عشق جدید خود را کشف می کنند
2.جدید و قدیم نداره فقط بازیگر نقش زن عوض میشه .(قانون 4 نیوتن)
3.بستگی تام و تمام به میزان تستر.... دارد.
4.رابطه مستقیم با نظر مادر بزرگ کودک فهیم دارد.



 


مردها در مقوله ایجاد یک رابطه عشقی جدید در حکم چه چیزی هستند؟1.فنر با ثابت بالا
2.پارچه استرچ
3.یک نوع ماده الاستیک با ساختار ناشناخته
4.کش تیرو کمان



 


مردها معمولا هر چند مدت یکبار عاشق می شوند؟
1.هر شب
2.هر وقت که خدا بخواد
3.هر وقت تستر..... بگه
4.سیکل خاصی ندارند



 


مردها وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند چه کار می کنن؟
1.اون موقع نمی تونن کار خاصی بکنن!
2.تمام تلاششون رو می کنن که بتونن 1 کاری بکنن!
3.به مامانشون می گن که 1 کاری بکنه چون دیگه وقتشه که اونا رسما خیلی کارا بکنن!
4.می رن کلاس آمادگی جسمانی!!



 


وقتی مردها تصمیم می گیرن ازدواج کنن چی می گن؟
1.چیزی نمی گن چون وقت عمله
2.وقت نمی کنن چیزی بگن
3.اولش چیزی برا گفتن ندارن ولی بعد که خرشون از پل گذشت نطقشون باز میشه
4.در این برهه از تاریخ طبیعی هیچ کس نمی فهمه که اونا چی می گن



 


مردها چطور زن زندگی شون رو می گیرن؟
1.با دست
2.با تور
3.با چنگول
4.با زبون



 


معیار مردها برای انتخاب همسر چیه؟
1.هر که پیش آمد خوش آمد
2.به روش جستجوی ترتیبی در لیست سیاه
3.ده بیست سی چهل
4. به قول مادر بزرگ پسر، دختر مثل پارچه می مونه هر روز 1 مدل بهترش میاد، وامیستن بهترش بیادچرا خدا مردها را آفرید؟
1. هدف خاصی نبود
2. گِل اضافه مونده بود
3. نسخه آزمایشی بود
4. اصلا کار خدا نبود



 
چرا خدا مردها را از روی زمین برنمی دارد؟1.از نظر خدا مردها وجود خارجی ندارند
2.مگه ما روی زمین مرد هم داریم
3.وجود اینگونه از درندگان برای موازنه جمعیت روی زمین ضروری به نظر میرسد
4.حالا چه عجله ایه؟



 


اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟
1.چیز خاصی نمی آفرید
2.پیراشکی
3.خروس دریایی
4.فضای خالی



 


اگر جمعیت مردها منقرض شود چه می شود؟
1.مگه قراره اتفاقی بیافته
2.خارشتر کویر لوت که آفت نداره
3.اکوسیستم به شرایط بدون انگل برمی گردد
4.یه هیولا کمتر دنیا قشنگتر



 R


چه وقت مردها عاشق می شوند؟
1.چه وقت مردها عاشق نمی شوند!
2.هر وقت مامانشون بگه
3.چون یکدفعه می شوند خودشان هم نمی دانند که کی می شوند
4.یک روز از همین روزا !



 


مردها چه وقت عشق قبلی خود را فراموش می کنند؟
1.در همون وقتی که عشق جدید خود را کشف می کنند
2.جدید و قدیم نداره فقط بازیگر نقش زن عوض میشه .(قانون 4 نیوتن)
3.بستگی تام و تمام به میزان تستر.... دارد.
4.رابطه مستقیم با نظر مادر بزرگ کودک فهیم دارد.



 


مردها در مقوله ایجاد یک رابطه عشقی جدید در حکم چه چیزی هستند؟1.فنر با ثابت بالا
2.پارچه استرچ
3.یک نوع ماده الاستیک با ساختار ناشناخته
4.کش تیرو کمان



 


مردها معمولا هر چند مدت یکبار عاشق می شوند؟
1.هر شب
2.هر وقت که خدا بخواد
3.هر وقت تستر..... بگه
4.سیکل خاصی ندارند



 


مردها وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند چه کار می کنن؟
1.اون موقع نمی تونن کار خاصی بکنن!
2.تمام تلاششون رو می کنن که بتونن 1 کاری بکنن!
3.به مامانشون می گن که 1 کاری بکنه چون دیگه وقتشه که اونا رسما خیلی کارا بکنن!
4.می رن کلاس آمادگی جسمانی!!



 


وقتی مردها تصمیم می گیرن ازدواج کنن چی می گن؟
1.چیزی نمی گن چون وقت عمله
2.وقت نمی کنن چیزی بگن
3.اولش چیزی برا گفتن ندارن ولی بعد که خرشون از پل گذشت نطقشون باز میشه
4.در این برهه از تاریخ طبیعی هیچ کس نمی فهمه که اونا چی می گن



 


مردها چطور زن زندگی شون رو می گیرن؟
1.با دست
2.با تور
3.با چنگول
4.با زبون





معیار مردها برای انتخاب همسر چیه؟
1.هر که پیش آمد خوش آمد
2.به روش جستجوی ترتیبی در لیست سیاه
3.ده بیست سی چهل
4. به قول مادر بزرگ پسر، دختر مثل پارچه می مونه هر روز 1 مدل بهترش میاد، وامیستن بهترش بیاد



 
ضد پسر
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٦ کلمات کلیدی : ضد پسر
نظرات ()

گرپسری بر ضد دخترها حرفی زد بدونید

ازهمه بیشتر دنبال دخترهاست و براشون له له میزنه!!

حکایتش حکایت همون گربه هست که دستش به گوشت نمیرسید می گفت پیف پیف بو می ده!

تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند !

....

تا حالا هر چی التماس کرده دخترای ناز ایرونی که سهله یه وزغ ماده هم تحویلشون نگرفته!!


توی دانشگاه نمره های ماکزیمم دخترا رو دیده و برای اینکه کسی نفهمه آی کیوش در حد کلوخه مجبوره بشینه برای دخترا حرف در بیاره

تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تمیزی و خوشتیپی خواهرش مدام زدند تو سرش

از اینکه با صد نوع مدل موی مختلف و خط ریشای عجیب غریب نمیتونه قیافه مثل اژدهاشویه کم شبیه آدما بکنه به دخترای ایرونی که با آرایش زیباتر میشند حسودی می کنه

می بینه یک نفر تو دنیا پیدا نمیشه که فقط یه بار منتشو بکشه و باید یه عمر ناز کش باشه

می بینه خیلی از مردا و پسرای اطرافش (وحتی خودش) حاضرند با اشاره یه خانم همه چی شونو فدا کنند اون وقته که یه جاش به شدت میسوزه

*چندتا توصیه به پسرهای ایرونی:

ـ با داشتن هیکلی ضایع تی شرت تنگ نپوشن!!!

ـ از کلاس پنجم دبستان سه تیغه نکنن و after shave نزنن!!!!

ـ جلوی مدرسه دخترانه نایستن و سیگار چاق نکنن!!!!!!!

ـ با دیدن یک فروند دختر جو زده نشده و تیکه جواتی بار نکنن!!!!!

ـ پس از ورود به دبیرستان سیگاری نشده و گوز گوز نکنن!!!!!

ـ پس از یافتن اولین پشم در بدن خود احساس مردانگی نکنن و به فکر ازدواج نیافتن!!!!!!

ـ در مقابل دختر ها احساس بامزه بودن نکنن و کسشعر نگن!!!!

ـ ادعای با معرفتی و با مرامی وخلاف سنگین نکنن!!!!!

ـ کت وشلوار صورتی با پیراهن زرد نپوشن و کروات قهوه ای نزنن!!

ـ در آن واحدبا N تا دختر رفیق نباشن و به هر N تاشون قول ازدواج ندن!!!!!!!

ـ از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون نشینن و خوارومادر ماشین رو به گاء ندن!!!!!!!

ـ احساس خوش تیپی نکنن و خود را دختر کش ندونن!!!!!!

و از همه مهمتر : پس از خوندن این مطالب جنبه خود را نشون نداده و مرام و با حالی خود را اثبات نکنن!!!!!!!



 
تکامل مردان فشن
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٦ کلمات کلیدی : فشن2
نظرات ()

  

 

 

  

 

 

  

 

 

 

ب

تکامل مردانpg



 
طنز
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٦ کلمات کلیدی : پ نه پ 2
نظرات ()

با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه:شمام عسل میخواین!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


دوستم پاش تو گچ یارو میگه شکسته میگم پـَـَـــ نــه پـَـَـــ پاشو گچ کرده که از شهرداری عوارض نوسازی بگیره

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *




از دستشویی شرکت اومدم بیرون منشیه یه نگاهی میکنه و با پوزخند میگه دستشویی بودین ؟ پ نه پ بک تو بک آفتابه ام طفلی مرخصیه رفتم جاش واستادم


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم





* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟
میگه برا کباب؟
پ ن پ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن.مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه ی نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ . . .پـَـَـ نــه پـَـَــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


مرغ عشقم مرده و درحالی که پاهاش روبه بالاس افتاده کف قفس. دوستم اومده می گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ کمر درد داشته دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



ساعت ١١ اومدم خونه مامانم میگه الان اومدی؟ میگم په نه! ٢ساعت پیش اومدم الان تکرارش داره پخش میکنه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زنگِ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخای‌ بیایی تو ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می‌خوام ببینم اف ف سالمه یا نه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

استاد: کی جواب این سوالو میدونه؟
من دستمو بردم بالا.
استاد: میخوای جواب بدی؟
من: پــــَ نه پــــَ میخوام ببینم باد از کدوم ور میاد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


شب دارم می خوابم.. بابام می گه داری می خوابی؟...پَ نَ پَ دارم امتحان می کنم تشکش خوبه یا نه..

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


دو دقیقه دیر رفتم سر کلاس، استاد میگه شما دانشجوی این کلاسید؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــ دانشجوی کلاس آواز استاد شجریانم! شما استاد شجریانید؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


رفتم واسه خودم و دوستم دلستر خریدم، میگه واسه من خریدی؟؟؟!!!... پ ن پ دلستره تو یخچال داشت یخ میزد میمرد، نجاتش دادم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


رفتم رستوران به پیش خدمتش میگم میشه منو بدین ..میگه میخوای غذا سفارش بدی؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواستم ببینم منویه غذاتون چی کم داره بگم مامانم بپزه براتون بیارم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


گفتم غم تو دارم..گفتا غمت سر آید...

گفتم نه پ می خوای یه عمری غم تو رو داشته باشم...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

گزارشگر : و در اینجا گوساله ای را در حال شیر خوردن می بینیم ! پـَـَـ نــه پـَـَ گوساله ای را می بینیم که مامانش رو داره باد می کنه بره هوا . خودش با دوستاش برن ددر

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



تو اداره پشت میز کارم نشستم،ارباب رجوع اومده میگه کارمند اینجایین؟گفتم پ نه پ رئیس سازمان هوا فضای ناسام اومدم فقط کار تورو راه بندازم!!!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


صدای خرپفش کشتمون !تکونش دادم از خواب پریده،میگه سر صدام اذیتت می‌کنه ؟میگم نه پـَـَـ جنس صداتو دوست دارم می‌خواستم بت بگم سعی‌ کن تو اوج که میری رو تحریرات بیشتر کار کنی‌!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تو جاده پلیس دیدم دستمو کردم بیرون انگشتمو می چرخونم. رفیقم می گه: داری به ماشینای روبرویی علامت میدی؟! پ ن پ!!!! دارم هوا رو با انگشتم هم می زنم خنک شه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


من یه نفر فقط تو تاکسیم، پولو دادم به راننده...
میگه: یه نفر؟
میگم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ 4تا حساب کن مشتری شیم!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

با دوستم رفتیم خرید.برگشتیم دیدیم ماشینش نیست میگه: دزدیدنش میگم نه په خسته شده بود از بس منتظر ما وایساد. اس ام،اس داد گفت من میرم خودتون بیاین!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


میگم آقا خمیر دندون سفید کننده می خوام؟
میگه برا دندونات؟؟؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَـــ می خوام کاسه دستشویی رو برق بندازم!!!!!!!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


مگس اومده تو خونه رفتم حشره کش آوردم مامانم میگه میخوای بکشیش؟ پـَـَـ نــه پـَـَـ ،
میخوام بزنم زیر بغلش بوی عرق نده


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!
نه پـــــ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


سوسک اومده تواتاق دمپایی رودادم مامانم..میگه بزنمش؟؟؟میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بده پاش کنه تندتر بدوه !!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کامپیوترم یه ویروس وحشی گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
نه پـــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه عصای دستم بشه!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


تو تاکسی کناریم به راننده گفت من بچه امام حسینم ، راننده پرسید میدون امام حسین؟ گفتم: پــــ ن پــــــ ایشون خود علی اصغره ماشالله بزرگ شده مرد شده

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


رفتم داروخونه...میگم باند دارین؟میگه واسه زخم؟...پ نه پ...بانده فرودگاه حیاط خونمون خراب شده...بابام همینجور داره با هواپیماش دوره خونه میچرخه.!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

رفتیم رستوران گارسون اومده میگه چیزی میل دارین؟؟؟
گفتم پ نه پ غدامونو همین الان خوردیم گفتیم بیایم اینجا آروقشو بزنیم دور هم بخندیم!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


رفته بودم اهدای خون مرده میپرسه می خوای خون بدی پـَـَـ نــه پـَـَــ... اومدم نون خشک بدم جوجه بگیرم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

جلو توالت عمومی وایسادیم یارو می گه آقا ببخشید شما هم تو صف توالت وایسادین..؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ ما سوسکیم اومدیم نهار!!

v



 
در قلب
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٦ کلمات کلیدی : دلتنگی
نظرات ()

هر وقت دلم برات تنگ میشه میام پشت قلبت هی در میزنم ، پس هر وقت قلبت میزنه بدون دلم برات تنگ شده



 
تمنای بودن
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٦ کلمات کلیدی :
نظرات ()

دلتنگى”

حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره

تمنای بودنش رامیکند



 
رفتن
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٥ کلمات کلیدی :
نظرات ()

vvهیچکی از رفتن من غصه نخورد
هیچکی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت
بغض هیچ آدمی فریاد نشد

وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد


وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود
اگه شب میرفتم و خورشید نبود
آسمون خوب میدونم مهتابی بود

دم رفتن کسی گفت سفر بخیر
که واسم غریب و نا شناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
همه آرزوهاشو باخته بود

چهره هیچ کسی پژمرده نبود
گلا اما همه پژمرده بودن
کسائیکه واسشون مهم بودم
  همه شاید یه جوری مرده بودن



 
اغلادم
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٤ کلمات کلیدی : شعر ترکمنی
نظرات ()

یارا چاتدیقجا سوزوم سوز اوخشادی من آغلادیمیارا چاتدیقجا سوزوم سوز اوخشادی من آغلادیم

کول اولان سئـودامیزا کو زاوخشادی من آغلادیم!

دره لــردن بـــاج آلارکـــن داغـی میز گــــونش دولوب

قاش قارالدیقدا آی- اولدوز اوخشادی من آغلادیم

دیزه چوکموش کونوله دیل توکوب هئی سانجی لاریم

یاش الیند ه ن اتـه یه گـــوز اوخشادی من آغلادیم

گئجــه واختی کوچــری قوشلاری قایتــاردی آهیـــم

قوندولار تو پراغیما " تــــوز" اوخشادی من آغلادیم

له له دیم اوچـــون گئدین بـــوردا نـه وار گـــوزل لریم ؟

آند ایچـر کن چـــوره یه دوز اوخشادی من آغلادیم

دئدیم آخ هاردا یئــدیم من سیزایله دوز چـــوره یی!؟

یالان اولمـاز سوزومـوز دوز اوخشادی من آغلادیم

دار باشینـــدا بیـــزه وئــر دیییــن تیکــه یادینــــدادی؟

اریدیم بــوز کیمی تو پپوز اوخشادی من آغلادیم

دولـــدولار تئـــز چه پییه قانـــادلاریـــن گورنمه دیـــم

سیندیرار کن بادامی قــوز اوخشادی من آغلادیم

اوندا گوردوم کی چاتیب لئیلی یه مجنــون سوروموز!

قارا باغ دردینـــــه نــوودوز اوخشادی من آغلادیم

ایی ین آلـدیقجا یاریـن "اورمــو "گولـومـده سیزلادی!

دیـدیله ن اوز-گـوزومـه اوز اوخشادی من آغلادیم

یا غیشیمــداندا به تر اوزانــدی یـــول قـار آشمــادی

ال -آیایاق دوندو جانیم بوز اوخشادی من آغلادیم

"متحیـــر" ده باشیــــن قاتــــدی "آراز"دان دئمــه یه!

 شهـریارسیز ائلیمه سوز اوخشادی من آغلادیم



 
با کسی....
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٤ کلمات کلیدی :
نظرات ()

ر* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



با کسی‌ نباش که از بی‌ کسی‌ اش می‌‌نالد...

با کسی‌ باش که در جمعِ کسان تو را می‌خواهد



* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ر



 
درد
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٤ کلمات کلیدی : تنهایی
نظرات ()

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


لطفا هی نپرس دلتنگی چه معنی دارد ؟
دلتنگی معنی ندارد ...
درد دارد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ر



 
اس ام اس دوستت دارم
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٤ کلمات کلیدی : اس ام اس دوست دارم
نظرات ()

اس ام اس دوستت دارم چشمک



 
ادامه مطلب
اس ام اس اشتی
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٤ کلمات کلیدی : اس ام اس اشتی
نظرات ()

اس ام اس های دل اشتی



 
ادامه مطلب
اس ام اس بای بای
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٤ کلمات کلیدی : اس ام اس خداحافظی
نظرات ()

smsخدا حافظی 



 
ادامه مطلب
حالگیری sms
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٤ کلمات کلیدی : sms نصفه شب
نظرات ()

اگه میخواین نصفه شب حال دوستاتونو بگیرین بیا ین تو ادامه مطلب 



 
ادامه مطلب
اس ام اس نا رفیقی
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٤ کلمات کلیدی : اس ام اس 2، اس ام اس نا رفیقان
نظرات ()

smsنا مرامی و نا رفیقی



 
ادامه مطلب
پ نه پ
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٤ کلمات کلیدی : جک، پـــــ نه پـــــ
نظرات ()

میخوایم بریم خونه ی جدیدمون ، مامانم میگه این همه اثاثو باید با کامیون ببریم ؟!!

میگم : پـَـــ نــه پـَـــ راست کلیک کن ، کات شون کن ، برو تو خونه جدیده پیست کن !

++++++++

رو دیوار مارمولک بود،داداشم دیده میگه مارمولکه؟

پـَـــ نــه پـَـــ سوسماره معتاد شده به این روز افتاده ببین عبرت بگیر !

++++++++

رفتم ساندویچی..نوشابه آورده ..میگه نی بذارم؟؟

پـَـــ نــه پـَـــ فلوت بذار !

++++++++

دیروز رفتم نون بربری گرفتم اومدم خونه بابام گفت نون بربریه؟

گفتم پـَـــ نــه پـَـــ بیسکویت خانوادست !

++++++++

دوستم پریده تو استخر داد میزنه میگه شنـــا کنم؟

میگم پـــ ن پـــــــ بزار آهنگ تـایتـانیک بزارم آروم غرق شو..!

++++++++

دوستم میگه با گوشی برم اینترنت از شارژم کم میشه ؟

میگم پ نه پ از صندوق ذخیره ارزی سازمان اوپک کم میشه !

++++++++

به دوستم اس ام اس زدم میگم کلاس تشکیل نمیشه.. جواب داده یعنی اوستاد نیومده ؟

بش میگم پ نه پ رفته قایم شده همه دارن دنبالش میگردن!

++++++++

واسه عید قربون گوسفند گرفتیم..همسایمون اومده میگه میخوای قربونی بدین ؟

میگم پ نه پ گذاشتیم دم در حاجی که از مکه اومد یاد داستان اسماعیل و پدرش بیفته !

++++++++

یه گنجشک مرده رو یکی از دوستام داره خاکش میکنه داداشم میگه دارن خاکش میکنن؟

میگم پـَـــ نــه پـَـــ دارن میکارنش واسه سال بعد محصول بده!!!

++++++++

تنهایی داشتم کمد اتاقمو جابجا میکردم مثل هرکول دودستی کمدمو تو بغل میگرفتم جابجاش میکردم مادرم از راه رسید پرسید کمدتو جابجا میکنی؟

گفتم پ ن پ دلش گرفته بود بغلش کردم دلداریش بدم !

++++++++

یارو اومده مغازه یه حوله برداشته میگه آقا اینا حوله ست؟

میگم پ ن پ نون بربریه ، کنجدی هم دارم !

++++++++

با دوستم توى خیابون داشتیم میرفتیم،مأمور راهنمائی و رانندگى داشت یکى رو جریمه میکرد

دوستم به راننده گفت داره جریمه ت میکنه؟

گفتم پ نه پ داره باهاش احوال پرسى میکنه

++++++++

رفتم سر خاک خدا بیامرزی دارم خرما تعارف می کنم ، طرف برداشته میگه فاتحه است دیگه نه؟ پَ نه پَ خدا بیامرز زنده شده داریم جشن می گیریم!

++++++++

با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پَ نه پَ اومدیم بکوبیمش 3 طبقه بسازیم!!!

++++++++

تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه داری تعمیرش میکنی ؟! پَ نه پَ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم !!

++++++++

رفتم ساعت سازی به یارو میگم ساعتم کار نمیکنه میپرسه یعنی درستش کنم ؟ پـَـــ نــه پـَـــ باهاش صحبت کن سر عقل بیاد برگرده سر کار

++++++++

رفتم ساندویچ بخرم،یارو میگه:میخوای بخوری؟پ نه پ میخوام بپوشم هرکی منو میبینه اشتهاش باز شه!

++++++++

دارم جریان استیو جابز و ماجرای اختراع اپل رو برای بابام تعریف میکنم...بابام میگه اپل همین سیب گاز ده ست که رو کامپیوتره.. پـَـــ نــه پـَـــ این سیب همون سیبست که حوا گاز زده استیو هم دیده اسراف نشه.باقی سیبه رو ضمیمه لپتابش کرده!!!

++++++++

دراز کشیده بودم لب استخر ... دوستم میگه آفتاب می گیری؟ پـَـــ نــه پـَـــ با خورشید مسابقه گذاشتیم، هر کی دیرتر بخنده برندس

++++++++

رفتم انشامو خوندم،معلمه اومده میگه:اینو به سبکه خودت نوشتی؟ پـَـــ نــه پـَـــ به سبک استیل البرز نوشتم!

++++++++

ماشین رو بردم سرویس ، میگم فـــیلترش هم بذار ، میگه فیـــلتر هوا؟ پـَـــ نــه پـَـــ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک

++++++++

رفتم پمپ بنزین به یارو میگم ۲۰ تا بزن. میگه ۲۰ لیتر؟ پـَـــ نــه پـَـــ ۲۰ تا قاشق چای خوری!!

++++++++

دارم باش اس بازی میکنم وسطش اس میده بیداری پـَـــ نــه پـَـــ عمم قبول زحمت کرده داره جام اس میده به تو گاگووووووووووووووول

++++++++

نگاه من به سالروز ازدواجم مانند نگاه گوسفندی است به روز عید قربان. پـَـــ نــه پـَـــ عید همگی دوستان پیشاپیش مبارک.

++++++++

جارو دستم بود داشتم میرفتم اتاقمو جارو بزنم ... عمه ام دید گفت داری میری جارو بزنی؟ پَـــ نَ پَـــ زنگ زدم بچه ها بیان قسمت ده هری پاتر رو بسازیم

++++++++

با رفیقم وایسادیم کنار اتوبان یه موتوری با صد تا سرعت از کنارمون رد شد. دوستم میگه موتور بود ؟ پ نه پ میگ میگ بود

++++++++

اومده میگه اتفاقی افتاده داری گریه میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ دلم واسه گوسفندایی که فردا قراره کشته شن میسوزه دارم واسشون عزاداری میکنم

++++++++

به مامانم میگم من سحری هم نخوردم خیلی گشنمه

میگه یعنی افطار میخوری ؟ پـَـ نـَـ پـَـ نمیخورم ببینم من بیشتر طاقت دارم یا شتر تو صحرا

++++++++

بابای رفیقم مرده؟؟؟؟؟ بعد زنش میگه میخواین خاکش کنین؟؟رفیقم گفت: پـَـ نـَـ پـَـ میخوامیم باراندازش کنیم

++++++++

سر کلاس راهنمایی رانندگی نشسته بودم .کلاس گرم بود و همه خیس عرق شده بودند .

به مسئول کلاس میگم : ببخشید خانم میشه کولر رو روشن کنید

میگه :گرمه. گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ هممون از خجالت خیس عرق شدیم.

++++++++

دیشب دختر خالم خیلی گریه مدکرد نمیذاشت بخوابم به مادربزرگم یه قصه براش بگو تا اروم شه گفت مثله قصه ی شاه پریون گفتم پـَـ نـَـ پـَـ قصه هفت دراکولا در شبو تعریف کن که دیگه اصلا نخوابه

++++++++

توی سلمونی نشسته بودم که یکدفعه یه مرد کچله امد تو. آرایشگر با نیشخند بهش گفت: امدی آب بخوری؟ مرد گفت: پـَـ نـَـ پـَـ امدم موهام کوتاه کنیمیخوایم بریم خونه ی جدیدمون ، مامانم میگه این همه اثاثو باید با کامیون ببریم ؟!!




 
منظور
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/۳ کلمات کلیدی : طنز1
نظرات ()

من که میدونم منظورش چی بود...!!!!

شنبه: همون لحظه که وارد دانشکده شدم متوجه نگاه سنگینش شدم. هرکجا می رفتم اونو می دیدم. یکبار که از جلوی هم دراومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کرد و گفت: ببخشید!

من که میدونم منظورش چی بود. تازه ساعت 5/9 هم که داشتم بورد رو میخوندم اومد پشت سرم شروع به خوندن بورد کرد.آره دقیقا می دونم منظورش چیه. اون میخواد زن من بشه!!!

بچه ها میگفتن اسمش مریمه. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم!

یکشنبه:امروز ساعت 9 به دانشکده رفتم. موقع رفتن تو سرویس یه خانومی پشت سرم نشسته بود و با رفیقش می گفتن و می خندیدن. تازه به من گفت ببخشید آقا میشه شیشه پنجرتونو ببندین. من که میدونم منظورش چی بود. اسمش رو میدونستم اسمش نرگسه!

مثل روز معلوم بود که با این خنده هاش میخواد دل منو نرم کنه که بگیرمش. راستیتش منم از اون بدم نمیاد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با نرگس هم ازدواج کنم!!

دوشنبه: امروز به محض اینکه وارد دانشکده شدم سر کلاس رفتم. بعد از کلاس مینا یکی از همکلاسیهام جزوه منو ازم خواست. من که میدونم منظورش چی بود. حتما مینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه. راستیتش منم ازش بدم نمی آد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم!!!

سه شنبه:امروز اصلا روز خوبی نبود. نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا. فقط یکی ازم پرسید آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست؟ من که میدونستم منظورش چی بود. ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی بود احتمالا استقلالیه!

وقتی جریان رو به دوستم گفتم به من گفت: ای بابا ! بدبخت منظوری نداشته. ولی من میدونم رفیقم به ارتباط بالای من با دخترا حسودیش میشه حالا به کوری چشم دوستم هم که شده هرجور شده با این یکی هم ازدواج میکنم!

چهارشنبه: امروز وقتی داشتم وارد سلف می شدم یک مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوره به دانشگاه ما اردو اومدند. یکی از دخترای اردو از من پرسید ببخشسد آقا! دانشکده پرستاری کجاست؟ من که می دونستم منظورش چیه! اما تو کار درستی خودم موندم که چطور این دختر ساوجی هم منو شناخته و به من علاقه پیدا کرده. حیف اسمش رو نفهمیدم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم هرطور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم!!! طفلکی گناه داره از عشق من پیر میشه!

پنج شنبه:یکی از دوستای هم دانشکده ایم به نام احمد منو به تریا دعوت کرد. من که میدونستم منظورش از این نوشابه خریدن چیه. میخواد که من بی خیال مینا بشم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون عمرا قبول کنم!

جمعه: امروز صبح در خواب شیرینی بودم که داشتم خواب عروسی بزرگ خودم رو می دیدم. عجب شکوه و عظمتی بود داشتم انگشتم رو توی کاسه عسل فرو میکردم که... مادرم یکهو از خواب بیدارم کرد و گفت که برم چند تا نون بگیرم. وقتی تو صف نانوایی بودم دختر خانومی از من پرسید ببخشید آقا صف پنج تایی ها کدومه؟

من که میدونم منظورش چی بود اما عمرا اگه باهاش ازدواج کنم!!!

راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من از دختری که به نانوایی بیاد زیاد خوشم نمی آد!

شنبه: امروز صبح زود از خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم و اومدم که راه بیفتم که مادرم گفت: نمی خواد بری دانشگاه. امروز نوار مغزت آماده است برو از بیمارستان بگیر. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون مردم میگن من مشکل روانی دارم!!!

وقتی به بیمارستان رسیدم از خانوم مسئول آزمایشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم. به من گفت آقا لطفا چند دقیقه صبر کنید. من که میدونستم منظورش چی بود ...

من که میدونم منظورش چی بود...!!!!من که میدونم منظورش چی بود...!!!!



 
 
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/۳ کلمات کلیدی :
نظرات ()

 

 

چه ناناز 



 
داستان
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٢ کلمات کلیدی : داستان عاشقانه
نظرات ()

داستان عاشقانه خیلی خیلی دردناک داستان عاشقانه و دردناک
سر کلاس درس معلم پرسید : هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه ؟

هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسی حرف نزده بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید .بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و

گفت : لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه ؟

لنا با چشمای قرمز پف کرده و با صدای گرفته گفت:عشق ؟

دوباره یه نیشخند زدو گفت:عشق ... ببینم خانوم معلم شما تابحال کسی رو

دیدی که بهت بگه عشق چیه ؟

معلم مکث کردو جواب داد : خب نه ولی الان دارم از تو می پرسم

لنا گفت:بچه ها بذارید یه داستانی رو از عشق براتون تعریف کنم تا عشق رو درک کنید نه معنی شفاهیشو حفظ کنید

و ادامه داد : من شخصی رو دوست داشتم و دارم از وقتی که عاشقش شدم

با خودم عهد بستم که تا وقتی که نفهمیدم از من متنفره بجز اون شخص

دیگه ای رو توی دلم راه ندم برای یه دختر بچه خیلی سخته که به یه چنین

عهدی عمل کنه . گریه های شبانه و دور از چشم بقیه به طوریکه بالشم

خیس می شد اما دوسش داشتم بیشتر از هر چیز و هر کسی حاضر بودم هر کاری براش بکنم هر کاری ...

من تا مدتی پیش نمی دونستم که اونم منو دوست داره ولی یه مدت پیش

فهمیدم اون حتی قبل ازینکه من عاشقش بشم عاشقم بوده چه روزای

قشنگی بود sms بازی های شبانه صحبت های یواشکی ما باهم خیلی خوب

بودیم عاشق هم دیگه بودیم از ته قلب همدیگرو دوست داشتیم و هر کاری

برای هم می کردیم من چند بار دستشو گرفتم یعنی اون دست منو گرفت

خیلی گرم بود ، عشق یعنی توی سردترین هوا با گرمی وجود یکی گرم

بشی ، عشق یعنی حاضر باشی همه چیزتو به خاطرش از دست بدی عشق

یعنی از هر چیزو هز کسی به خاطرش بگذری اون زمان خانواده های ما زیاد

باهم خوب نبودن اما عشق من بهم گفت که دیگه طاقت ندارم و به پدرم

موضوع رو گفت پدرم ازین موضوع خیلی ناراحت شد فکر نمی کرد توی این

مدت بین ما یه چنین احساسی پدید بیاد ولی اومده بود پدرم می خواست

عشق منو بزنه ولی من طاقت نداشتم نمی تونستم ببینم پدرم عشق منو

می زنه رفتم جلوی دست پدرم و گفتم پدر منو بزن اونو ول کن خواهش می

کنم بذار بره بعد بهش اشاره کردم که برو اون گفت لنا نه من نمی تونم بذارم

که بجای من تورو بزنه من با یه لگد اونو به اونطرف تر پرتاب کردم و گفتم

بخاطر من برو ... و اون رفت و پدرم من رو به رگبار کتک بست ، عشق یعنی

حاضر باشی هر سختی رو بخاطر راححتیش تحمل کنی . بعد از این موضوع

عشق من رفت ما بهم قول داده بودیم که کسی رو توی زندگیمون راه ندیم

اون رفت و ازون به بعد هیچکس ازش خبری نداشت اون فقط یه نامه برام

فرستاد که توش نوشته شده بود : لنای عزیز همیشه دوست داشتم و دارم

من تا آخرین ثانیه ی عمر به عهدم وفا می کنم منتظرت می مونم شاید ما

توی این دنیا بهم نرسیم ولی بدون عاشقا تو اون دنیا بهم می رسن پس من

زودتر می رمو اونجا منتظرت می مونم خدا نگهدار گلکم مواظب خودت باش

دوستدار تو (ب.ش) .

لنا که صورتش از اشک خیس بود نگاهی به معلم کردو گفت : خب خانم معلم

گمان می کنم جوابم واضح بود

معلم هم که به شدت گریه می کرد گفت : آره دخترم می تونی بشینی

لنا به بچه ها نگاه کرد همه داشتن گریه می کردن ناگهان در باز شد و ناظم

مدرسه داخل شدو گفت : پدرو مادر لنا اومدن دنبال لنا برای مراسم ختم یکی

از بستگان

لنا بلند شد و گفت: چه کسی ؟

ناظم جواب داد : نمی دونم یه پسر جوان

دستهای لنا شروع کرد به لرزیدن پاهاش دیگه توان ایستادن نداشت ناگهان روی زمین افتادو دیگه هم بلند نشد

آره لنای قصه ی ما رفته بود رفته بود پیش عشقش ومن مطمئنم اون دوتا توی اون دنیا بهم رسیدن ...

لنا همیشه این شعرو تکرار می کرد

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد ؟ خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد ؟ آغاز کسی باش که پایان تو باشد



 
عشق
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٢ کلمات کلیدی : عشق چیست؟
نظرات ()

یعنی سجده ها با چشم تر یعنی سجده ها با چشم تر

عشق

یعنی سر به دار آویختن

عشق

یعنی اشک حسرت ریختن

عشق

یعنی در جهان رسوا شدن

عشق

یعنی مست و بی پروا شدن

عشق

یعنی سوختن یا ساختن

عشق

یعنی زندگی را باختن

عشق

یعنی انتظار و انتظار

عشق

یعنی هرچه بینی عکس یار

عشق

یعنی دیده بر در دوختن

عشق


عشق یعنی لحظه های التهاب

یعنی در فراقش سوختن

   



 
عاشقی
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٢ کلمات کلیدی : عاشقی
نظرات ()

اولین کسی که عاشقش میشی ، دلتو میشکنه و میره

دومین کسی رو که میای دوست داشته باش…ی و از

تجربه قبلیت استفاده کنی ، دلتو بدتر میشکنه و میزاره میره

بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد

میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی !!!

دیگه دوستت دارم واست رنگی نداره …

و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه

تو دلشو میشکنی که انتقام خودتو ازش بگیری

اینطوریه که دل همه ی آدما میشکنه !!!



 
سوال
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/۱ کلمات کلیدی :
نظرات ()

یک روز یک پسر برای استخدام به شرکتی مراجعه می کنه و مدیر بدون گفت و گویی طولانی یک ورقه کاغذ به اون می ده و ازش درخواست می کنه تنها به یک سوال جواب بده و اما سوال:

"شما در یک شب بسیار سرد و طوفانی در جاده ای خلوت رانندگی می کنید ناگهان متوجه می شوید که سه نفر در ایستگاه اتوبوس به انتظار رسیدن اتوبوس این پا و آن پا می کنند و در آن باد و باران و طوفان چشم به راه معجزه ای هستند. یکی از آنها پیرزن بیماری است که اگر هرچه زودتر کمکی به او نشود ممکن است همانجا در ایستگاه اتوبوس غزل خداحافظی را بخواند. دومین نفر صمیمی ترین و قدیمی ترین دوست شماست که حتی یک بار شما را از مرگ نجات داده است و نفر سوم دختر خانم بسیار زیبایی است که ...

اگر اتومبیل شما فقط یک نفر جای خالی داشته باشد شما از میان این سه نفر کدامیک را سوار ماشینتان می کنید؟ پیرزن بیمار؟ دوست قدیمی؟ یا آن دختر زیبا را؟

جوابی که آن جانور پسربه مدیر شرکت داد: من سویچ ماشینم را میدهم به آن دوست قدیمی ام تا پیرزن بیمار را به بیمارستان برساند و خود من با آن دختر خانم زیبا در ایستگاه اتوبوس می مانم تا اتوبوس از راه برسد و ما را سوار کند.

یک روز یک پسر برای استخدام به شرکتی مراجعه می کنه و مدیر بدون گفت و گویی طولانی یک ورقه کاغذ به اون می ده و ازش درخواست می کنه تنها به یک سوال جواب بده و اما سوال:

"شما در یک شب بسیار سرد و طوفانی در جاده ای خلوت رانندگی می کنید ناگهان متوجه می شوید که سه نفر در ایستگاه اتوبوس به انتظار رسیدن اتوبوس این پا و آن پا می کنند و در آن باد و باران و طوفان چشم به راه معجزه ای هستند. یکی از آنها پیرزن بیماری است که اگر هرچه زودتر کمکی به او نشود ممکن است همانجا در ایستگاه اتوبوس غزل خداحافظی را بخواند. دومین نفر صمیمی ترین و قدیمی ترین دوست شماست که حتی یک بار شما را از مرگ نجات داده است و نفر سوم دختر خانم بسیار زیبایی است که ...

اگر اتومبیل شما فقط یک نفر جای خالی داشته باشد شما از میان این سه نفر کدامیک را سوار ماشینتان می کنید؟ پیرزن بیمار؟ دوست قدیمی؟ یا آن دختر زیبا را؟

جوابی که آن جانور پسربه مدیر شرکت داد: من سویچ ماشینم را میدهم به آن دوست قدیمی ام تا پیرزن بیمار را به بیمارستان برساند و خود من با آن دختر خانم زیبا در ایستگاه اتوبوس می مانم تا اتوبوس از راه برسد و ما را سوار کند.




 
سهراب و کنکور
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/۱ کلمات کلیدی : کنکور، طنز
نظرات ()

می پردازیم به شرح قسمتی از خان اول. که همانا مبارزه سهراب و گیوتون باشد. گیوتون پیرمردی بود، دانشمند و جادوگر! او سه جادوی مشهور داشت. که هر کس قصد عبور از منطقه گنگور را می کرد. می بایست با این سه جادو مقابله می کرد. حال ادامه داستان را خلاصه می خوانیم.

چو سهراب کنکور را بدید .................. همه هوش از این سر پرید

یکی راه بود پر خار و خطر.............. بسی باتلاق های ظاهر به زر

یکی راه بود و صد کس سوار ..... همه سوی دانش همه سوی کار

در این راه بود که سهراب دید .......... نشسته سر راه مردی سفید

ازو خواست از جایش بخیزد چو تیر ..... که سهراب ادامه دهد این مسیر

بدو پاسخش داد که جادوگرم ............... سه جادو بدانم اندر سرم

مرا نام مادر گیوتون بکرد ....................... اگر مرد راهی بیا تو به گرد

بکوبید پا بر زمین شیر دلیر ....................... که سرعت بگیرد، نزد پیر

بله سهراب وقتی می بیند پیرمرد راه او را باز نمی کند، به رزم بر می خیزد. و قصد رفتن به سمت جادوگر پیر می کند. اما گیوتون جادوگر از جادوی اول خود استفاده می کند. و سهراب که ساکن بود، تمایل به سکون پیدا می کند. و نمی تواند از جایش حرکت کند. سهراب به شدت خشمگین می شود.

بیامد به پیشش آن مرد پیر ........... بخندید دلی سیر بر مرد شیر

بدو گفت این جادو را بدان ........ برای گذشتن ز راه محتاجی بدان

سهراب از خنده پیرمرد، عصبانی می شود و گلوی او را می گیرد تا با زور بازو او را خفه کند. اما در همین زمان جادوگر پیر از حربه دوم خود استفاده می کند. که چنین است : برآینده نیرو های وارد بر جسم ساکن صفر است. و از آن جایی که پیر مرد ساکن شده بود. قدرت و نیروی سهراب در او بی اثر بود.

خروشید سهراب که ای پیرمرد............. بکش دست از جادو، در این نبرد

نباشد درست اینچنین شیوه جنگ............ اگر مرد جنگی کمی کن درنگ

دوباره بخندید آن حیله گر ................... نگاهی بکرد بر وی از پا تا به سر

سهراب دست خود را مشت می کند و با تمام قدرت بر فرق سر جادوگر پیر می کوبد، طوری که از صدای این ضربه تمام کوه ها و درختان فرو می ریزد. اما پیر مرد جادوی سوم خود که همانا هر ضربه ای عکس الضربه ای دارد، استفاده می کند. و نیرویی که سهراب بر پیرمرد جادو گر وارد می کند. بر فرق سر خودش فرود می آید.

بدو بازگشت نیروی خویش .................. که زد بر سر پیرمرد ساییده ریش

به فریاد با داد بانگ زد آخ ................. صدایش بخورد بر دل پیر همچو شاخ

دل پیر مرد از آخش شکست ................... سیه گشت جهان بر پیر مست

سهراب که بس خسته و درمانده شده بود. پس از اینکه گیوتون رو شکست داد، رو به یزدان کرد وی را سپاس گفت. گورخری شکار کرد و بخورد. و شبی را در همانجا بیاسود. تا صبح با قدرتی بیشتر حرکت کند.



 
باربی
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/٩/۱ کلمات کلیدی : مانکن
نظرات ()





 
مرگ با یک پیام عاشقانه
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۸/۳٠ کلمات کلیدی : داستان
نظرات ()

با دختر نوجوانی با یک پیامک عاشقانه ارتباط خیابانی برقرار کرد پس از مرگ نوزاد دختر یاد شده، دستگیر شد.

به گزارش خراسان، چند روز قبل حال یک دختر ۱۷ ساله که در دبیرستان نزدیک محل سکونتش تحصیل می کرد به هم خورد، دقایقی بعد با وخیم شدن حال دختر نوجوان، مسئولان مدرسه که نگران وضعیت او شده بودند با کرایه کردن یک خودرو دختر را به منزل فرستادند، اما او که ارتباط خیابانی خود با پسر جوانی را از خانواده اش پنهان کرده بود نتوانست باز هم آن ها را در جریان ماجرا قرار دهد بنابراین به خاطر این که خانواده اش متوجه موضوع نشوند به داخل دستشویی منزل رفت.

از سوی دیگر مادر که نگران وضعیت دخترش بود و هر چه منتظر ماند از «ف» خبری نشد و هر چه او را صدا زد جوابی نشنید، به داخل دستشویی رفت و با یک صحنه هولناک مواجه شد.






او بلافاصله با اورژانس تماس گرفت و دخترش را به همراه نوزاد تازه به دنیا آمده به بیمارستان امام رضا(ع) منتقل کرد. اما پزشکان با معاینه اولیه از نوزاد دریافتند که او مرده است؛ با توجه به مرگ نوزاد، کادر بیمارستان بر اساس وظیفه قانونی خود با فوریت های پلیسی ۱۱۰ تماس گرفتند و دقایقی بعد ماموران کلانتری شهید فیاض بخش مشهد برای بررسی موضوع به بیمارستان رفتند. آنان با مشاهده وضعیت دختر نوجوان و نوزاد بلافاصله قاضی ویژه قتل عمد را در جریان ماجرا قرار دادند. دختر ۱۷ ساله که دیگر چاره ای جز آشکار کردن ارتباط خیابانی خود نداشت به ماموران گفت: چند ماه قبل وقتی به خیابان رفته بودم یک پیامک عاشقانه برایم ارسال شد، من که کنجکاو شده بودم با شماره ناشناسی که پیامک را برایم ارسال کرده بود تماس گرفتم و این موضوع منجر به یک ارتباط خیابانی شد تا آن که «ع» به من گفت کسی در منزلشان نیست و می توانیم بهتر با هم صحبت کنیم.

من هم به منزل آن ها رفتم و فریب خوردم. این دختر نوجوان ادامه داد: من هر بار به بهانه کلاس های آموزشی خارج از مدرسه نزد «ع» می رفتم، اما او هر بار با وعده و وعید این که نگران نباش ما با هم ازدواج می کنیم مرا فریب می داد.این گزارش حاکی است، در پی اظهارات تکان دهنده دختر نوجوان و به دستور مقام قضایی جسد نوزاد به پزشکی قانونی حمل و تلاش پلیس برای دستگیری جوان مورد ادعای این دختر آغاز شد.ماموران انتظامی از دختر یاد شده خواستند تا با تماس با «ع» با او قرار صوری بگذارد.

وقتی پسر جوان در ظاهر برای جویا شدن از حال دختر که ادعا کرده بود بیمار است و در بیمارستان بستری می باشد، سر قرار آمد ماموران انتظامی که از قبل محل را تحت نظر گرفته بودند در اقدامی غافلگیرانه او را دستگیر و به کلانتری منتقل کردند. این جوان وقتی در برابر واقعیات قرار گرفت در بازجویی های انجام شده، هر گونه ارتباط با «ف» را رد کرد، اما با توجه به اسناد و مدارک موجود، وی با تشکیل پرونده مقدماتی به دادسرای عمومی و انقلاب مشهد معرفی شد.با دختر نوجوانی با یک پیامک عاشقانه ارتباط خیابانی برقرار کرد پس از مرگ نوزاد دختر یاد شده، دستگیر شد.

ر



 
کابوس
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۸/۳٠ کلمات کلیدی : کابوس
نظرات ()

کابوس میدیدم از خواب پریدم که به اغوش تو پناه ببرم


افسوس...............

یادم رفته بود که از نبودت به خواب پناه برده بودم  



 
حس
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۸/۳٠ کلمات کلیدی : حس
نظرات ()

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد...

وسعت تنهائیم را حس نکرد...

در میان خنده های تلخ من...

گریه پنهانیم را حس نکرد...

در هجوم لحظه های بی کسی...

درد بی کس ماندنم را حس نکرد...

آن که با آغاز من مانوس بود...

لحظه پایانیم را حس نکرد...



 
نگاه
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۸/۳٠ کلمات کلیدی :
نظرات ()

در امتداد نگاه تو ...


لحظه های انتظار شکسته می شود

و بغض تنهایی من

مغلوب وجود تو می شود ....ر



 
ارزو
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۸/۳٠ کلمات کلیدی :
نظرات ()

آخرین حرف تو چیست؟
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض


صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض

یک طرف خاطره ها!

یک طرف پنجره ها!

در همه آوازها! حرف آخر زیباست!

آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟

حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست



 
میروم
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۸/۳٠ کلمات کلیدی :
نظرات ()

می روم شاید فراموشت کنم
من پذیرفتم شکست خویش را

پندهای عقل دور اندیش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است

این دل درد آشنا دیوانه است

می روم شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم آغوشت کنم

می روم از رفتنم دل شاد باشv

از عذاب دیدنم آزاد باش

گرچه تو تنهاتراز ما می روی

آرزو دارم ولی عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخوردهای سرد را



 
من ماندم
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۸/۳٠ کلمات کلیدی :
نظرات ()

من ماندم و حلقه طنابی در مشت بارفتن تو به زندگی کردم پشت

بگذار فردا برسد می شنوی دیروز غروب عاشقی خود را کشت



 
 
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۸/۳٠ کلمات کلیدی :
نظرات ()

بالاخره اومدی ...
اومدی باز اومدی پا روی چشمام بزاری

اسمت رو تو دفتر امروز و فردام بزاری

اومدی خوردی قسم که تا ابد مال منی

دیگه هرگز نمیاد روزی که تنهام بزاری ......

بالاخره اومدی عشقم .... و تو را حس کردم نه تنها با دستانم بلکه با همه وجودم ...
ای کاش زمان از حرکت باز می ایستاد و من و تو در آغوش هم میماندیم برای همیشه ....
لحظه های با تو بودن زیباترین لحظه های عمرم شد
لحظه هایی که دیر می آیند و زود تمام میشوند
گرمی دستات رو تا آخرین لحظه عمرم فراموش نمیکنم
نگاه عاشقت رو تو خاطرم سپردم و منتظر نگاهتم دوباره که برگردی و دیگه نگاهت رو هیچ وقت ازم دریغ نکنی
ببین من هنوزم باور ندارم که کنارتم و تو با منی
چشامو میبستم و سرمو میزاشتم رو شونت و به حرفات گوش میدادم تا صدات تو قلبم بمونه همیشه
و بدون که این عشق عشق من و تو پاک میمونه واسه همیشه
و اما لحظه های بی تو بودن از راه رسید ....
لحظه خداحافظی دستامو فشردی و عاشقانه مرا بوسیدی و سفارش کردی مواظب عشقت باشم و گفتی اگه دورم و نیستم ولی به یادتم همیشه و رفتی .....
من ماندم با یک دنیا تنهایی
رفتی و از دور دست تکون دادی و اشکامو ندیدی ...
حالا میگم که عاشقتم تا ابد دوباره برگرد ...و بدون که قلبم فقط برای تو میزنه همین و بس ....



نظر یادتون نره خوشملا.....بالاخره اومدی ...



 
 
نویسنده : فریاد سکوتم تاریخ : ۱۳٩٠/۸/۳٠ کلمات کلیدی : عشق
نظرات ()

من راز نگاهت را از آیینه پرسیدم
چشمان نجیبت را از دور پرستیدم
باران شدم و چون اشک بر عشق تو باریدم
من شمع وجودم را به مهر تو بخشیدم  

 

نظر یادتون نرهنیشخندv



 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
نویسنده : پرشین بلاگ تاریخ : ۱۳٩٠/۸/۳٠ کلمات کلیدی :
نظرات ()
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com

 

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

 

 




قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز